دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٥٧
سيّد رضا هندى
سيّد رضا بن سيّد هاشم تقوى رضوى موسوى هندى لكهنويى، به سال ١٢٩٠ ه. ق. در نجف متولد شد و در سال ١٢٩٨ ه. ق. همراه پدر به سامرا رفت. وى پس از ١٣ سال به نجف برگشته و بقيّهى عمر را در آنجا در طلب علم گذرانيد.
از تأليفات او: «الميزان العادل بين الحق و الباطل فى الرد الكتابيين»، «بلغة الراحل فى الأخلاق و المعتقدات»، «الوافى فى شرح الكافى فى العروض و القوافى» و «شرح غاية الايجاز فى الفقه». وى به سال ١٣٦٢ ه. ق. در قريهاى نزديك نجف وفات يافت و او را در نجف دفن كردند١.
-*-
١ - و بقعة ترهب الأيّام
سطوتها ***** و ليس تهرب من ذؤبانها النّقد
٢ - و روضة انجم الزّهراء قد حسدت ***** حصباءها و عليها يحمد الحسد
٣ - و ارض قدس من الأملاك طاف بها ***** طوائف كلّما مرّوا بها سجدوا
٤ - فانهض فدتك بقايا انفس ظفرت ***** بها النّوائب لما خانها الجلد
٥ - هب إن جندك معدود فجدّك قد ***** لاقى بسبعين جيشا ماله عدد
٦ - غداة جاهد من اعدائه نفرا ***** جدّو ابا طفاء نور اللّه و اجتهدوا
٧ - و عصبته جحدوا حقّ الحسين كما ***** من قبل حق ابيه المرتضى جحدوا
٨ - تجمّعت عدة منهم يضيق بها ***** صدر الفضا و لها امثالها مدد
٩ - فشدّ فيهم بابطال إذا برقت ***** سيوفهم مطرو احتفا و ما رعدوا
١٠ - صالوا و جالوا و أدوّا حقّ سيّدهم ***** فى موقف فيه عقّ الوالد الولد٢
١ - در آنجا (كربلا) آرامگاهى است كه روزگار از سطوت آن در هراس
است و گرگها در آنجا جرأت حمله به گوسفندان را ندارند.
٢ - بوستانى است كه ستارههاى درخشان به سنگريزههاى آن حسادت مىورزند و به اين دليل در اينجا حسد صفتى ممدوح شده است٣.
٣ - سرزمين مقدّسى است كه فرشتگانى كه به دور آن مىگردند، هرگاه به مقابل آن مىرسند، سجده مىكنند.
٤ - بهپاخيز، نفوسى كه مصائب بر آنها وارد شده به حدّى كه ديگر قدرت مقابلهى با مصائب را ندارند، همگى به فداى تو باد٤.
٥ - اگر تعداد لشكريان تو كم است، جدّ تو امام حسين (ع) با هفتاد نفر به رويارويى لشكرى بىشمار رفت.
٦ - در روزىكه با گروهى كه سعى در خاموش كردن نور خدا داشتند مبارزه و مجاهده كرد.