دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٦٤
شيخ يوسف بحرانى
شيخ يوسف بن احمد بن ابراهيم بحرانى معروف به صاحب حدائق به سال ١١٠٧ ه ق در قريهى ماحوز١، متولّد شد. وى از اعاظم علماى اماميه و شيخ اخباريهى عصر خويش و از فقهاى طراز اول شيعه است.
مقدمات علوم و فنون و ادب و بلاغت را نزد پدرش آموخت و در سال ١١٢٦ هجرى كه خوارج، بحرين را به محاصرهى خود درآورده و كشتار عظيمى نمودند و به قتل و غارت شيعيان پرداختند، خانوادهاش از بحرين به قطيف كوچ كردند امّا او كه ارشد اولاد پدر بود جهت تصفيهى امور پدر و ارسال كتب مدتى در بحرين بود كه با مشكلات بسيار مواجه گشت و بالاخره به خانواده پيوست. پدرش در قطيف درگذشت و بحرانى از همان آغاز جوانى مسئوليت زندگى خانوادهى خود را بر عهده گرفت امّا از تحصيل دست نكشيد. با آرامش اوضاع بحرين به وطن بازگشت و به حوزهى درس علماى بحرين چون شيخ احمد بلادى و شيخ عبد اللّه بلادى پيوست و مدارج عالى اجتهاد را طى كرد و به تدريس و زعامت اشتغال يافت.
در سال ١١٣٥ هجرى كه بحرين جزيى از ايران بود و اصفهان پايتخت صفويه به دست محمود افغان سقوط كرد براى بار دوّم هرجومرج و ناآرامى در بحرين از سر گرفته شد و او به شهرهاى ديگر ايران چون كرمان، شيراز، فسا هجرت كرد. كتاب مشهورش «الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة» را در آن شهر آغاز كرد. با به قدرت رسيدن اصوليّون در اكثر شهرهاى ايران، به خانهى او نيز كه از اخباريان صرف و تندرو بود در فسا حمله كردند و تمامى كتابخانهى او را غارت نمودند. او به قزوين رفت و از آنجا به قصد عتبات عاليات وارد عراق شد و در كربلا مقيم گشت و مدرسهى فكرى خويش را كه يكى از بزرگترين مراكز علمى شيعه است تأسيس نمود و عهدهدار تدريس در ضلع غربى صحن امام حسين (ع) شد و مسجد بزرگى نيز در نزديكى آستانهى حسينى بنا كرد كه تا امروز به نام او مشهور است و در آن به امامت و تدريس و فتوى مشغول گرديد. ورود بحرانى به كربلا با زعامت وحيد بهبهانى بر حوزهى علميّهى نجف مىباشد او كه از اصوليون و مخالفين سرسخت اخباريه بود، بارها با يوسف بحرانى مناظراتى داشته است.
بحرانى كمكم از اخباريان ميانهرو گشت كه مشرب ملايمش از مؤلفاتش كاملا نمايان است.
شيخ يوسف بحرانى پس از بيست سال رياست و رهبرى به سال ١١٨٦ هجرى در كربلا وفات يافت و تشييع شكوهمندى از او به عمل آمد و تمامى حوزههاى علميّه در نجف و كربلا تعطيل گرديد و در پيشاپيش جمعيّت انبوه تشييعكنندگان، بزرگترين مخالف فكرى او آية اللّه وحيد بهبهانى حركت مىكرد و نماز را بر او خواند و در رواق مطهر شرقى آستانهى حسينى به خاك سپرده شد. اكنون بقعهى او در حرم مطهّر حسينى، مزار معروفى است.
وى مؤلفات و مصنفات مهم و نافعى از خود باقى گذاشته است كه آقا بزرگ تهرانى در الذريعه آنها را معرفى كرده است.
مهمترين آثار او عبارتند از: «الحدائق الناصريه»، «الدرر النجفيه»، «سلاسل الحديد فى تقييد ابن أبى الحديد»، «الشهاب الثاقب فى معنى الناصب»، «الكشكول» و «الأربعون حديثا فى مناقب أمير المؤمنين عليه السّلام».٢
***