دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥١٨
سيّد حيدر حلّى
سيّد حيدر حلّى در شعبان سال ١٢٤٦ ه. ق در شهر حلّه متولد شد. نسب او به امام حسين (ع) مىرسد. او در كودكى يتيم شد و تحت سرپرستى عمويش سيّد مهدى قرار گرفت و به سال ١٣٠٤ ه. ق در حلّه وفات يافت و در نجف اشرف در صحن مرتضوى به خاك سپرده شد.
وى از شعراى اواخر قرن سيزدهم مىباشد و شعرش سرآمد بسيارى از اشعار حسينى است. او طليعهدار حركتهاى نو در شعر معاصر حسينى مىباشد.١
-*- سيّد حيدر در اشعارش ابو سفيان را خطاب قرار مىدهد و حسن سلوك
پيامبر را با او متذكّر مىشود. او از اينكه خون پاكان اهل بيت (ع) در جواب رفتار
نيك پيامبر (ص) بر زمين مىريزد، متعجّب است.
١ - و قل لأبى سفيان أنت
ناقم ***** أ أمنك يوم الفتح ذنب محمّد
٢ - فكيف جزيتم أحمدا عن صنيعه ***** بسفك دم الأطهار من آل أحمد٢
١ - به ابو سفيان بگو! اين جواب پيامبر بود كه در روز فتح مكّه با
تو رفتار كرد و به تو و خاندانت امان داد؟!
٢ - آيا گناه رسول اللّه اين بود كه شما با ريختن خون پاكترين از خاندانش پاسخ داديد.
***
١ - تعثّر حتّى مات
الهام حدّه ***** و قائمه في كفّه ما تعثّرا
٢ - كأن اخاه السيف أعطى صبره ***** فلم يبرح الهيجاء حتى تكسرا
٣ - له اللّه مفطور منا الصّبر قلبه ***** و لو كان من صمّ الصّفا لتفطرا
٤ - و منعطفا اهوى لتقبيل طفله ***** فقبّل منه قبله السّهم منحرا
٥ - لقد ولدا في ساعة هو و الرّدى ***** و من قبله فى نحره السّهم كبرّا٣
١ - شمشيرش آنقدر بر سرها فرود آمد تا كند شد، امّا قبضهى شمشير
همچنان در دست تواناى او استوار ماند.
٢ - گويى شمشير، برادر وفادار او بود كه قطعهقطعه نشد از يارى او در جنگ دست نكشيد.
٣ - خداى من، گويى دل او يكپارچه شكيبايى بود كه اگر سنگ هم در برابر اين مصائب قرار مىگرفت، مىتركيد.
٤ - براى بوسيدن طفلش خم شد، اما قبل از او تير گردن طفل را بوسيد.
٥ - آن طفل و مرگ همزادند. قبل از اينكه پدر در گوشش اذان بگويد، تير در گوش او تكبير گفت.
***
١ - مالى أسالم قوما
عندهم ترتى ***** لا سالمتنى يد الأيّام إن سلمو
٢ - الخيل عندك ملتها مرابطها ***** و البيض منها عرى أغمادها السّأم