دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢٩
ابن ابى شافين بحرانى
شيخ داود بن محمّد بن ابى طالب، مشهور به «ابن ابى شافين» جدّ حفصى بحرانى از نيكان قرن دهم هجرى، و از شخصيتهاى آراسته به مفاخر روزگار است.
اشعارش در كتب ادبى و محافل عربى همهجا پراكنده، و در محافل شعرى زبانزد است.١
سيّد على خان از او چنين ياد مىكند: «درياى موّاجى است كه آبش خوشگوار و دور از تلخى و آلودگى است. ماهى پرتوافشان و شيرى غرّان است. مرتبهى فضيلت او بس بلند و نام ارجمندش از خورشيد تابان نيز بلندتر و نمايانتر است. در ميان همروزگاران و همميهنانش كسى در توانايى و دانش، به مقام او نمىرسد. شعرش لطيف و كلامش زيباست.»٢
شيخ داود در تمام هنرها يگانه روزگار خود بود و شعرش در غايت استادى سروده مىشد و در علم مناظره و آداب بحث نيز يك جدلى استاد بود.
ابن ابى شافين رسالههايى دارد از آن جمله: «رسالهاى در علم منطق» و «شرحى بر الفصول النصيريه در توحيد». اشعارش در مجموعههاى ادبى ذكر شده است.٣ او حدود سال ١٠٠١ ه. ق درگذشته است.
*** ابن ابى شافين قصايد بسيارى در رثاى حسين بن على (ع) سروده است كه ابياتى از چند قصيده او انتخاب شده در اينجا مىآوريم:
رثاى سيد الشهداء:
١ - يا واقفا بطفوف
الغاضريات ***** دعني أسحّ الدموع العندميات
٢ - من أعين بسيوف الحزن قاتلة ***** طيب الكرى لقتيل السمهريات
٣ - و سادة جاوزوا بيد الفلاة بها ***** و قادة قددوا بالمشرفيات٤
١ - اى كسىكه بر كوهها و بلندىهاى «غاضريات»٥ ايستادهاى،
مرا رها كن تا اشك خونين بفشانم.
٢ - از ديدگانى كه بر شمشير اندوه، خواب و آرام را از من ربوده، بر كسىكه با نيزههاى برّنده به قتل رسيده، اشك بريزم.
٣ - اشك خون بريزم بر آن بزرگوارانى كه در بيابان بر آنها حمله شده، و بر پيشوايانى كه با تيغهاى مشرفى، بدنهاشان تكّهتكّه شده است.
***
١ - مصائب يوم الطفّ
أدهى المصائب ***** و أعظم من ضرب السّيوف القواضب
٢ - تذوب لها صمّ الجلاميد حسرة ***** و تنهدّ منها شامخات الشناخب