دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٠
تنگ شد و در هيچجا امان نيافتيد.
٤ - چه تنها كه بر روى خاك افكندند و سرها كه بر نيزهها بالا رفت.
٥ - متوارى گشتهايد، دمى پهلويتان بر بستر قرار نمىگيرد ولى خواب ناز مرا مىربايد و آرام به خواب مىروم.
٦ - شگفت اينجاست كه شما با شمشير خودتان فنا مىشويد و آنكسى بر شما چيره شد كه ديروز خاضع و فروتن بود.
٧ - گويا رسول خدا سفارش كرده كه شما را از دم تيغ بگذرانند كه اجساد شما را اينچنين در بلاد پراكنده مىسازند.
***
قسمتى از قصيده بائيه در ثناى اهل بيت (ع):
١ - أناس علوا أعلا
المعالى من العلا ***** فليس لهم فى الفاضلين ضريب
٢ - إذا انتسبوا جازوا التناهى لمجدهم ***** فما لهم فى العالمين نسيب
٣ - هم البحر أضحى درّه و عبابه ***** فليس له من منتفيه رسوب
٤ - تسيربه فلك النجاة و ماؤها ***** لشرّابه عذب المذاق شروب
٥ - هو البحر يغنى من غدا فى جواره ***** و ساحله سهل المجال رحيب
٦ - هم سبب بين العباد و ربّهم ***** محبّهم فى الحشر ليس يخيب
٧ - حووا علم ما قد كان أو هو كائن ***** و كلّ رشاد يحتويه طلوب
٨ - و قد حفظوا كلّ العلوم بأسرها ***** و كلّ بديع يحتويه غيوب
٩ - هم حسنات العالمين بفضلهم ***** و هم للأعادى فى المعاد ذنوب١
١ - مردمى كه بالاترين مقام را حائز شدند و در ميان صاحبان فضل
همتايى براى آنان نيست.
٢ - اگر نسب خود را ياد كنند، از مجد و عظمت سر به آسمان مىسايند و در صاحبان نسب كسى بدان پايه نيست.
٣ - آنان درياى كرماند كه درّ و گوهر به امواج خود به ساحل افكند و دريغ ندارد.
٤ - كشتىهاى نجات بر آن روان است و آبش براى تشنگان سرد و گواراست.
٥ - دريايى كه همسايه را بىنياز كند و ساحلش تفرجگاه وسيع باشد.
٦ - آنان دستآويز بين بندگان و پروردگارشان باشند، دوستدارشان به روز رستاخيز زيانكار نيست.
٧ - دانش گذشته و آينده را در آستين دارند و هم آنچه هركس بخواهد.
٨ - دانشها را يكسره بىسپر كردهاند و هرچه تحفه و يا در پرده باشد.
٩ - آنهايند كه فضل و عظمتشان چشم و چراغ جهانيانند و براى دشمنان به روز رستاخيز مايهى عذاب هستند.
***
مدح اهل بيت:
١ - يا آل ياسين من
يحبّكم ***** بغير شكّ لنفسه نصحا
٢ - أنتم رشاد من الضّلال كما ***** كلّ فساد بحبّكم صلحا
٣ - و كلّ مستحسن لغيركم ***** إن قيس يوما بفضكم قبحا