دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢٥
دوره چهارم:
قرن دهم تا پايان قرن سيزدهم هجرىقرون نخست اين دوره با عصر انحطاط ادب دمساز است و قرن اخير آن به عصر تجديد و ادبيات نو نزديك مىشود. با وجود اين تفاوت چشمگيرى در سبك و موضوعات اين اشعار مشاهده نمىشود و تغييرات ساختارى در آن آهسته و نامحسوس است.
همچنان ضعف ادب در اين قرون نمايان است، برخى اشعار دچار پيچيدگىهاى لفظى و صنايع ادبى گرديده و برخى ديگر به ضرورت ايراد در مجالس عزادارى و بهرهمندى عامّهى مردم، سبكى عوامانه به خود گرفته است.
بسيارى از كسانىكه در اين زمينه شعر سرودهاند تبحّر در ادب نداشتهاند و عدم آشنايى آنان به فنون و ظرافتهاى شعرى موجب تنزّل كيفيت اشعارشان گرديده است. برخى از سرايندگان، فقيهان و عالمان دينى هستند كه براى تقرّب به اهل بيت، ابيات يا قصائدى را انشا نمودهاند. در اين عصر تقليد و تشابه به شدّت در شعر حسينى رايج مىگردد.
در موضوعات نيز همان سير قرون گذشته با تفاوتهاى اندك، دنبال مىشود و تا قرن سيزده اشعار به سرعت به سمت بى محتوايى، تقليد و رثاى يأسآميز پيش مىرود.
به نظم كشيدن ماجرا به سبك شعر قصصى يا مقتلسرايى در اواخر اين دوره آغاز مىگردد و تاكنون ادامه مىيابد.
عمدهترين موضوعات مطرح در شعر اين دوره عبارتند از:
رثا و نوحهسرايى:
در رثاى اين عصر، تشبيهات و استعارات مشابه رواج مىيابد بهگونهاى كه مخاطب مىتواند به راحتى از ابيات پىببرد، تعبيراتى همچون گريهى آسمان و زمين، ندبه انس و جن و ماتم همهى كائنات در اكثر مرثيهها مشهود است. ادب منبر در اين عصر اوج مىگيرد و برخى از اشعار توسط ارباب منبر حفظ و با شور و هيجان خاصّى قرائت مىگردد. از بهترين اشعارى كه در اين مجال مورد توجه و استفاده قرار مىگيرد قصايد «هاشم الكعبى» مىباشد.
توصيف روايى قصصى:
در اين عصر مقتلخوانى رواج مىيابد و شاعران بخشى از همّ خويش را به مقتلسرايى يا به نظم كشيدن روايات اختصاص مىدهند. به اين منظور گاه صحنه كارزار در روز عاشورا به طور كامل به نظم مىآيد و شعر حسينى از شكل وجدانى صرف خارج مىگردد.
انتظار، يگانه روزنهى اميد:
بوى يأس و تسليم از اكثر اشعار اين عصر به خصوص از مرثيهها، به خوبى احساس مىشود و اگر روزنهى اميد ظهور در لابلاى آنها رخ نمىنمود، پيام تلخ مرگ و شكست را به خواننده القاء مىكرد. محمّد مهدى بحر العلوم (م ١٢١٢ ه. ق) از مصيبتى كه بهواسطهى عاشورا بر مسلمين تا ابد وارد گرديده است، مىگويد.
شاعران كوشيدهاند، در اوج اندوه و نااميدى، حيات دوبارهى عدل و دين را يادآورى نمايند. در دورههاى ادبى گذشته