دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٥٠
احمد شوقى
احمد بن على بن احمد شوقى به «امير الشعراء» و «شاعر الأمراء» شناخته شده است. در قاهره به دنيا آمد و در مدارس دولتى به تحصيل پرداخت. دو سال در بخش ترجمه مدرسه حقوق درس خواند و در سال ١٨٨٧ ميلادى از سوى «خديوى توفيق» به فرانسه براى ادامه تحصيل اعزام گرديد. پس از چهار سال به قاهره بازگشت و به عنوان رئيس اهل قلم در ديوان «خديوى عباس» مشغول به كار شد. در زمان جنگ جهانى اوّل به اسپانيا رفت. پس از جنگ به مصر بازگشت و به عنوان عضو مجلس شيوخ مشغول به كار شد. احمد شوقى در اكثر فنون شعر قدم به ميدان گذارد. و برخى از اشعار او و ديوانش او به نام «شوقيات» معروف گرديده است. شوقى از زمامداران شعر كلاسيك معاصر است. ادب و دين در اشعار او به هم آميخته و از همينرو جايگاه مردمى يافته است. قصيده «نهج البردة» و «همزية نبوية» او شهرت بسيار يافته است. او در سال ١٣٥١ ه. ق.
وفات يافت١.
-*-
١ - هذا الحسين دمه
بكربلا ***** روّى الثّرى لمّا جرى على ظما
٢ - و استشهد الأقمار اهل بيته ***** يهوون فى التّرب فرادى و ثنا
٣ - ابن زياد و يزيد بغيا ***** و اللّه و الأيام حرب من بغى٢
١ - اين حسين است كه خونش در كربلاء بر زمين ريخته شده
٢ - و اهل بيت او در حالىكه تنها بودند و ياورى نداشتند به شهادت رسيدند.
٣ - ابن زياد و يزيد ستمكارند و خدا و روزگار در جنگ با ستمكارانند.
***
١ - و أنت إذا ما ذكرت
الحسين ***** تصاممت لا جاهلا موضعه
٢ - أحبّ الحسين و لكنّنى ***** لسانى عليه و قلبى معه
٣ - حبست لسانى عن مدحه ***** حذار أمية أن تقطعه٣
١ - تو هنگامىكه نام حسين را ذكر نمىكنى به خاطر شرايط است نه
بخاطر جهل نسبت به جايگاه حسين (ع).
٢ - من حسين را دوست دارم امّا زبانم بر عليه او و قلبم همراه اوست.
٣ - زبانم را از مدح او باز مىدارم از ترس خلف اميه كه مبادا او را قطع كنند.
(شاعر شرايط را بهگونهاى مىبيند كه بايد با احتياط نام حسين (ع) را بر زبان آورد و بايد حبّ او را در قلب پنهان نمود).