دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٨١
١٨ - از دل و جان سوى مزارتان روانيم و اگر با سر و چشم به زيارت آئيم، حق شما را ادا نكردهايم.
٩ - اگر در راه شما پارهپاره شويم، دل از مهر شما باز نگيريم.
١٠ - ما اين مهر كيش از پدران آموختيم و چون بميريم، فرزندان به
ميراث برند.
١١ - و أنتم لنا نعم
التجارة لم نكن ***** لنحذر خسرانا بها لا و لا غبنا
١٢ - و مالى لا اثنى عليكم و ربّكم ***** عليكم بحسن الذكر فى كتبه أثنى
١٣ - و إنّ أباكم يقسم الخلق فى غد ***** فيسكن ذا نارا و يسكن ذا عدنا
١٤ - و أنتم لنا غوث و أمن و رحمة ***** فما منكم بدّ و لا عنكم مغنى
١٥ - و نعلم أن لو لم ندن بولائكم ***** لما قبلت أعمالنا أبدا منّا
١١ - مهر شما بهترين تجارت فردا است كه نه مغبون شويم و نه از زيان
ترسيم.
١٢ - از چه ثناخوانتان نباشيم، با آنكه خدايتان در كتب آسمانى به نيكى ثناخوان است.
١٣ - پدر شماست كه فرداى رستاخيز جهانيان را دو بخش كند: بخشى در نار و بخشى در بهشت عدن.
١٤ - پناهگاه ماييد و مايهى امن و رحمت، از شما گزيرى نيست و نه از شما بىنيازى توان جست.
١٥ - دانستهايم كه اگر دل به مهر شما نبنديم، طاعت ما قبول درگاه
حق نخواهد بود.
١٦ - و أنّ إليكم فى
المعاد إيابنا ***** إذا نحن من أجداثنا سرّعا قمنا
١٧ - و أنّ عليكم بعد ذاك حسابنا ***** إذا ما وفدنا يوم ذاك و حوسبنا
١٨ - و أنّ موازين الخلايق حبّكم ***** فأسعدهم من كان أثقلهم وزنا
١٩ - و موردنا يوم القيامة حوضكم ***** فيظما الذى يقصى و يروى الذى يدنى
٢٠ - و أمر صراط اللّه ثمّ إليكم ***** فطوبا لنا إذ نحن عن أمركم جزنا
١٦ - به رستاخيز، سوى شما بازگرديم، هنگامىكه با شتاب سر از گور
برداريم.
١٧ - بازپرسى و حساب خلايق با شماست كه گروهگروه بهپاى ميزان درآئيم.
١٨ - مهر شما مقياس طاعت است، سعيد هر آنكه وزنهاش سنگينتر است.
١٩ - روزىكه بر حوض كوثر درآئيم، تشنه ماند آنكه عليّش براند و سيراب آنكه به خود بخواند.
٢٠ - راهدارى بهشت با شماست، خوشا بر ما كه با فرمانتان از صراط
بگذريم.
٢١ - و ما ذنبنا عند
النّواصب ويلهم ***** سوى أنّنا قوم بما دنتم دنّا
٢٢ - فإن كان هذا ذنبنا فتيقّنوا ***** بأنّا عليه لا انثينا و لا نثنى
٢٣ - و لمّا رفضنا رافضيكم و رهطهم ***** رفضنا و عودينا و بالرّفض نبّزنا
٢٤ - و إنا اعتقدنا العدل فى اللّه مذهبا ***** و اللّه نزّهنا و إيّاه وحّدنا١
٢١ - واى بر ناصبيان! مگر چه گناهى مرتكب شدهايم جز اينكه به آئين
شما گرويديم.
٢٢ - اگر گناه ما همين است به يقين نه بازگرديم و نه مردود شويم.
٢٣ - از شما بريدند و خاندان شما را ترك كردند، ما هم از آنان بريديم ازاينرو تهمت رفض بر ما نهادند.