دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٨٤
جواد جميل
وى به سال ١٩٥٤ ميلادى در يكى از روستاهاى جنوب عراق به دنيا آمد. در رشته مهندسى فارغ التحصيل شد و به دليل مبارزه با رژيم عراق در سالهاى ١٩٧٤ و ١٩٨٠ ميلادى زندانى گرديد و انتشار اشعارش كه تا آن زمان در مجلات «المرفأ» و «الرابطة» چاپ مىشد ممنوع گرديد او هماكنون در ايران به سر مىبرد و در انجمنها و نشريات ادبى فعاليت چشمگير دارد.
برخى از آثار او چنين است:
«صدى المرفض و المشنقة»، «اشياء حذفتها الرقابة»، «للثوار فقط»، «يسألونك عن الحجارة».
-*-
لم يبق من جرح الحسين
سوى التمرّد و التّحدّى
جرح له و الشّمس ألف غد يجىء و ألف وعد
لم يبق من صوت الحسين و قد غفت عنه الطّفوف
لم يبق فى صمت الغبار سوى «خذينى يا سيوف»
لم يبق من عطش الحسين سوى رؤى يمطرن ملحا
عجبا أ يزرع جرحه شجرا ليحصد منه جرحا
لم يبق من سيف الحسين سوى شظايا من لهيب
و حطام غمد كالغروب يلوذ بالجسد الغريب١
از آثار كربلا جز رموز ايستادگى و تمرّد و مبارزهطلبى به يادگار نمانده است. او جراحت برداشت اما خورشيد هزاران روز ديگر هم مىآيد و صداى حسين (ع) در غبار حادثه «يا سيوف خذينى» اى شمشيرها مرا دريابيد! همچنان باقيست.
عطش حسين (ع) را چيزى جز شورى اشك چشمان برطرف نكرد.
تعجب مىكنم اينكه از جراحت حسين (ع) درخت جراحت روييد و از شمشير او لهيب سوزان بهجاست.
اگرچه با نيام خرد شده، درهم آميخته است.
*** سرودهى زيباى او در رثاى حسين (ع) «الحسين لغة ثانيه» حسين زبانى ديگر، نام دارد جواد جميل براى اينكه عظمت حادثه كربلا را به تصوير بكشد و پيام واقعه را برساند همهچيز و همهكس را به سخن درمىآورد ولى در نهايت همه را عاجز و ناتوان مىبيند. پس به دنبال لغتى ديگر و زبانى رساتر از كلمات مىگردد و ازاينروست كه مرثيهاش «الحسين لغة ثانيه» نام مىگيرد. كه در ١٣ قسمت به تحليل ماجرا مىنشيند.
***
كيف تلغى المسافات
بين التّوهّج... و اللّحظة الباردة