دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٧٤
١٧ - بحبّ علىّ ارتقي
منكب العلى ***** و أسحب ذيلي فوق هام السحائب
١٨ - إمامي الذي لمّا تلفّظت باسمه ***** غلبت به من كان بالكثر غالبى
١٩ - ائمّة حقّ لو يسرّون في الدّجى ***** بلا قمر لاستصحبوا بالمناسب
٢٠ - بهم تبلغ الآمال من كلّ آمل ***** بهم تقبل التوبات من كلّ تائب١
١٧ - با مهر على (ع) بر دوش اختران برشدم، و دامن بر سر ابر و
كوهساران مىكشم.
١٨ - پيشواى من على (ع) است كه با نامش بر دشمن بدخواه پيروز و غالب شدم.
١٩ - پيشوايان برحق كه اگر در تاريكى شب گام زنند، خورشيد رخسارشان چراغ راه باشد.
٢٠ - آرزوى آرزومندان به يمن وجودشان رواست، توبهى نادمان به درگاه حق مقبول و پذيرا.
*** ملك صالح در يكى از قصائد خود، سرودهى مشهور دعبل خزاعى را به
استقبال رفته كه مىگويد
مدارس آيات خلت من تلاوة
***** و منزل وحى مقفر العرصات
قصيده ملك صالح چنين شروع مىشود:
١ - ألايم دع لومي على
صبواتي ***** فما فات يمحوه الذي هو آت
٢ - و ما جزعي من سيّئات تقدّمت ***** ذهابا اذا اتبعتها حسنات
٣ - ألا اننّي أقلعت عن كلّ شبهة ***** و جانبت غرقى أبحر الشبهات
٤ - شغلت عن الدنيا بحبّي معشرا ***** بهم يصفح الرّحمن عن هفواتى٢
١ - اى نكوهشگر! زبان در كام گير كه من پند نگيرم. نه اين است كه
توبهى پيرى گناه جوانى بزدايد؟
٢ - برگذشتهى نارواى خود بىتابى نكنم، زير كه آيندهاى تابناك و حسن دارم.
٣ - باوجوداين، از شبهات گريختم، از فرورفتن درياى مهالك پرهيز گرفتم.
٤ - از دنيا رو برتافتم و دل به مهر كسانى سپردم كه به آبروى آنان خداى رحمن از گناهان من درگذرد.