دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٣٨
شيخ حمّادى نوح
ابو هبة اللّه محمّد بن سليمان بن نوح غريبى كعبى، شاعر و اديب شيعى امامى، اصل او اهوازى است ولى ساكن حلّه بود. در سال ١٢٤٠ ه. ق. متولد شده و به سال ١٣٢٥ ه. ق. در حلّه وفات يافت. او را در نجف دفن كردند١
از ميان القاب فراوان وى «حمّادى نوح» بيشترين شهرت را يافته است. در نژادنامهى او گفتهاند: غريبى نسبت است به آل غريب كه قبيلهاى عراقى الاصل است؛ كعبى نسبت است به قبيلهى كعبت كه ماندگار اهواز گشته است و حلّى نسبت است به زادگاه اصلى نياكان وى.
دانشهاى عربى و ادبى را آموخت و براى مدتى به اهواز و جزاير كوچيد. وى مردى بود سخت پارسا كه براى خود اوراد و اذكارى در تعقيب نماز ترتيب داده بود و با آن به درگاه خداوند نيايش همى كرد.
حمّادى شاعرى بود سخت خوشسخن و نسبت به واژگان زبان عربى بسيار مسلّط امّا سخنش روان بود. ديوان شعرى دارد كه بيش از ٩٣٠٠ بيت را در آن به خطى خوش گرد آورده بود.
از آثار او: «البابليات»، «نماذج من شعر حمادى نوح» و «شعراء الحلّة» را مىتوان نام برد.٢ شعر او به كوشش على خاقانى گرد آمده است. از اشعار او در سوگ امام حسين (ع) چكامهاى در ٣٠٩ بيت مىباشد.
-*-
١ - يا حجر إسماعيل
جاوزك الهدى ***** مذبان عن غدك الحسين الأطهر
٢ - يفدى ذبيحك كبشه و على الظما ***** حنقا صفّى اللّه جهرا ينحر
٣ - أصفاء زمزم لا صفوت لشارب ***** وحشا الهدى بلظى الظما تتفطر٣
١ - اى حجر اسماعيل، بعد از آنكه حسين (ع) از تو دور شد، هدايت هم
از تو جدا شد.
٢ - گوسفندى فداى ذبيح تو (اسماعيل) شد در حالىكه صفى اللّه (امام حسين (ع)) از روى كينه در حالت تشنگى و به طور آشكار كشته شد.
٣ - اى زمزم زلال، اى كاش كه براى نوشندگان، آب زلالى نباشى زيرا كه اندرون هدايت از حرارت تشنگى از هم گسيخت (اشاره به امام حسين (ع) است)