دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٥٣
ابن جبر المصرى
از شعراى ديار مصر است كه در عهد خليفهى فاطمى مستنصر باللّه مىزيسته و در سال ٤٢٠ ه. ق. متولد و به سال ٤٨٧ هجرى درگذشته است.
سيّد امين وى را شاعر آل محمّد (ص) مىداند و مىنويسد: «قصيدهاش در مدح اهل بيت گواه شيعه بودن اوست».١ اين قصيده شامل ١٠٢ بيت مىباشد كه اكثر ابياتش در مدح امام على (ع) است و از زيباترين قصايد مىباشد.
***
مدح اهل بيت (ع):
١ - يا دار غادرني جديد
بلاك ***** رثّ الجديد فهل رثيت لذاك؟!
٢ - أم أنت عمّا أشتكيه من الهوى ***** عجماء مذ عجم اليلى مغناك؟!
٣ - ضفناك نستقري الرسوم فلم نجد ***** إلاّ تباريح الهموم قراك
٤ - و رسيس شوق تمتري زفراته ***** عبراتنا حتّى تبّل ثراك
٥ - ما بال ربعك لا يبلّ؟ كأنّما ***** يشكو الذي أنا من نحولي شاك
١ - اى كلبهى غم، چندان به پايت درنگ كردم كه مصيبتهاى فوت را
كهنه كردم، آيا به ماتم نشستم؟
٢ - از آن روز كه سروسامانت بهم ريخت، ديگر به شكوهى اين عاشق بىدل، دل نسپردى.
٣ - ميهمانت شدم، از در و ديوار تمنّاى مراد كردم، اما جز غم و اندوه بر سر خوانت نديدم.
٤ - دل مشتاقم چنان در سوز و گداز است كه آه جانگدازم سيل اشك بر چهره روان سازد و سامانت را به گل نشاند.
٥ - چيست كه بوموبرت جانب خرّمى نگيرد؟ گويا بسان من از نزارى خود
نالان است.
٦ - طلّت طلولك دمع عيني
مثلما ***** سفكت دمي يوم الرّحيل دماك
٧ - و أرى قتيلك لا يديه قاتل ***** و فتور ألحاظ الظباء ظباك
٨ - هيّجت لى إذ عجت ساكن لوعة ***** بالساكنيك تشبّها ذاكراك
٩ - لمّا وقنت مسلّما و كأنّما ***** ريّا الأحبّة سقت من ريّاك
١٠ - و كفت عليك سماء عيني صيّبا ***** او كفّ صوب المزن عنك كفاك
٦ - بروبام درهم ريختهات سيلاب اشكم فنا كرد. چونانكه روز وداع
بنان گلعذارت خون مرا مباح كردند.
٧ - كشتهى راهت را خونبها نجويند، مژگان پريوشانت خنجر آبدار است.
٨ - آن دم كه به خاك درت پا نهادم، خاطرات وصلم زنده شد، سوز اشتياقم شعلهور گشت.
٩ - بهپا ايستادم و سلام دادم، گويا كه نگاه جان پرور دوست از نگاه تو آبيارى شده است.
١٠ - از آسمان ديدگانم سيلاب حسرت روان است، ديگرت با ابر بهاران
چهكار است؟
١١ - سقيا لعهدي و الهوى
مقضيّة ***** أو طاره قبل احتكام نواك