دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٩٧
دوره سوم:
قرن هفتم تا پايان قرن نهم هجرىافول حرارت حماسه و شور قيام در شعر حسينى - كه از قرن گذشته آغاز شده بود - در اين قرون به وضوح خود را عيان مىسازد.
انحطاط ادب و جمود آن نيز - كه در ادب اين دوره فراگير است - در شعر حسينى هم تأثير گذارده است. الفاظ كمبار و خالى از محتوا، معانى سطحى و تكرارى و تغيير جهت اغراض شعرى از هدف اصلى خويش، موجب فقدان جاذبه و تأثيرگذارى اين آثار گرديده است.
به جاى هجو و تهاجم، لعن و نفرين در اين اشعار را مىتوان يافت و مدح خالصانه و از سر عشق جاى خود را به مداحى به اميد ثواب سپرد. شاعر با دعوت به صبر در عزاى حسين رثاى خود را با چشمداشت اجر به حسين (ع) تقديم مىكند.
عمدهترين موضوعات مطرح در شعر اين دوره عبارتند از:
رثا و نوحهسرايى:
شاعرانى چون ابو الحسن خليعى از اشك و درد درون در مصيبت حسين (ع) مىگويند١ و ابن العرندس نيز از عمق فاجعه مىگويد! فاجعهاى كه آسمان را به گريه واداشته و زمين را گلگون نموده است.٢
تحوّل در هجو بنى اميّه و بنى عبّاس:
مدح و رثاى امام حسين (ع) و بيان واقعه كربلا تداعىگر اعمال وحشيانه خصم در اين درگيرى و مبارزه است و شاعر نمىتواند از كنار مسبب يا مسببان حادثه بىتفاوت و چشم بسته عبور كند. به دنبال تغييراتى كه در دورهى پيشين در چگونگى انتقام از قاتلان حسين (ع) بهوجود آمد، در اين عصر شاهد تحول آرام و سير آهسته هجو به سوى لعن و عقوبت خواهى اخروى براى عاملان حادثه هستيم. فاصله اين قرون با عصر بنى اميه و بنى عباس كه وجودشان انگيزههاى مهمى براى خونخواهى و مبارزهطلبى بود از عوامل اين تغيير مشى به حساب مىآيند. علاء الدين شفهينى، دوام خوارى و بقاء در آتش جهنم را براى بنى اميه مىطلبد٣ و ابن عرندس اشك و نفرين خويش را به پاى حسين (ع) و بر سر بنى اميه فرو مىريزد.٤
عموميت شعر حسينى:
در اين دوران مرزبندى تشيع و تسنّن، آداب و سنتها و تقيّدات هر مذهب به شكل كامل تبيين گرديده است، ليكن همدردى در مصيبت حسين (ع) و حبّ اهل بيت اختصاص به شيعيان ندارد و شاعران سنّى نيز به اين ميدان رومىكنند. با