دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٣٠
مهيار ديلمى
ابو الحسن مهيار بن مرزويه ديلمى بغدادى، نخست بر كيش زرتشتى بود اما به سال ٣٩٤ ه. ق. به دست سيد رضى مسلمان شد و در مكتب او به آموزش شعر و ادب پرداخت چنانكه در آن شهرهى آفاق گشت.
وى يكى از شاعران پرآوازهى قرن پنجم بهشمار مىرود. او به نسبت كسروى خويش فخر مىكند. همانگونه كه به دين و عقيدهاى كه برگزيده مباهات مىنمايد و مىگويد: مجد و حسب را از بهترين پدران دارم و دين و آئين را از سرور مسلمانان، پس فخر و مباهات را از همه جانب گرد آوردم. سيادت عجم را با آئين عرب با هم دارم.
مهيار بر ادبيات درخشان عرب منّتى دارد كه همواره او را با سپاس فراوان ياد مىكنند و آوازهاى بلند دارد.
ديوانش چهار جلد دارد كه فنون مختلفه شعر و ادب و شاخههاى بارور آن را دربر گرفته است. سرودههايش در زمينه مذهب يكسره احتجاج و برهان است و در اشعارش جز حجّت كوبنده، ستايش صادقانه و سوگ دردناك نخواهيم يافت.
مهيار در شب يكشنبه پنجم جمادى الآخر سال ٤٢٨ هجرى درگذشت.١
-*-
و كيف ضاقت على الاهلين
تربته ***** و للاجانب من جنبيه مضطجع
خاندانش از آرميدن در كنار تربت او محروم. بيگانگان در كنار مرقدش
مدفون.
***
رثاى حسين (ع):
١ - مشين لنا بين ميل
وهيف ***** فقل فى قناة و قل فى نزيف
٢ - على كل غصن ثمار الشبا ***** ب من مجتنيه دوانى القطوف
٣ - و من عجب الحسن أنّ الثقي ***** ل منه يدلّ بحمل الخفيف
٤ - خليلىّ ما خبر ما تبصرا ***** ن بين خلاخيلها و الشّنوف
٥ - سلانى به فالجمال اسمه ***** و معناه مفسدة للعفيف
١ - خرامان و سرخوش گذشتند، چون پرچم در اهتزاز، مست و خراب.
٢ - ميوه جوانى بر سر هر شاخى در انتظار چيدن.
٣ - راستى عالم پريچهران هم عالمى است، آنكه زيباتر است بر ديگران ناز و ادا مىفروشد.
٤ - دوستان! دانيد كه داستان خلخال و گوشواره چه بود؟
٥ - از من پرسيدند! نام آن جمال و زيبايىست و معنايش تباهى و فساد
براى پارسايى است.
٦ - أمن «عربيّة» تحت
الظلام ***** تولّج ذاك الخيال المطيف؟!
٧ - سرى عينها أو شبيها فكا ***** د يفضح نومى بين الضيوف