دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٩٥
حاج هاشم كعبى
حاج هاشم بن حاج حردان كعبى دورقى، از علما و فضلا و شعراست كه، در دورق١ متولد و رشد يافت، سپس به كربلا و نجف رفت. خطبا شعر او را در مجالس عزا با شور و هيجان خاصى بر منابر مىخواندند. اكثر ديوان شعر او در مدح و رثاى اهل بيت عليهم السّلام مىباشد.
وى به سال ١٢٣١ ه. ق وفات يافته است.٢
***
١ - و معارضي أسل الرما
***** ح بعارض الخدّ الأسيل
٢ - و ردوا على الظماء الرّدى ***** ورد الزّلال السّلسبيل
٣ - و الشمس غابت بعد ما ***** هدت الأنام إلى السبيل٣
١ - با گونهاى نرم و لطيف در جلو ضربهى نيزهها ايستاد. (سپر او
كونهى نرم او بود.)
٢ - با حالت تشنگى، مرگ را همچون آب زلال سلسبيل نوشيد.
٣ - بعد از اينكه مردم را به راه راست هدايت كرد، خورشيد غروب كرد.
***
١ - تاللّه لا أنسي ابن
فاطم و العدي ***** تهدي اليه بوارقا و رعودا
٢ - قتلوا به بدرا فاظلم ليلهم ***** فغذوا قياما في الضّلال قعودا
٣ - ساموه أن يرد الهوان أو المني ***** ة و المسوّد لا يكون مسودا
٤ - فانصاع لا يعبا بهم عن عدّة ***** كثرت عليه و لا يخاف عديدا٤
١ - به خدا سوگند كه هرگز پسر فاطمه (س) را در آن هنگام كه دشمنان
مانند رعد و برق به او حملهور شدند، فراموش نمىكنم.
٢ - با كشتن او گويى ماه كامل را كشتهاند و شب آنها تيرهوتار گشته و در همه حال در گمراهى به سر مىبرند.
٣ - به او گفتند: يا ذلّت را بپذير يا مرگ را! ولى مولا هيچگاه برده نمىشود.
٤ - آنها را رها كرد و به ايشان اهميّتى نداد و با اينكه تعدادشان زياد بود، ترسى از آنها به دل راه نداد.
***
١ - ما بعد يوم ابن
النّبي ***** سوي المدامع و السّهاد
٢ - قتل ابن بنت محمّد ***** لرضي يزيد عن زياد