دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٧
اشعار هاشميات١:
١ - نفى عن عينك الأرق
الهجوعا ***** و همّ يمتري منها الدموعا
٢ - دخيل في الفؤاد يهيج سقما ***** و حزنا كان من جذل منوعا
٣ - و توكاف الدموع على اكتئاب ***** أحلّ الدهر موجعه الضلوعا
٤ - ترقوق أسحما دررا و سكبا ***** يشبّه سحّها غربا هموعا
٥ - لفقدان الخضارم من قريش ***** و خير الشافعين معا شفيعا
١ - شبزندهدارى، خواب را از ديدهات برد و غمى اشكآور كه
دردانگيز و آنچنان ماتمزاست، كه شادى را از ياد مىبرد، بر دل نشست.
٢ - ريزش اشكها بر اندوهى است كه از درد روزگار بر دل نشسته است.
٣ - باران اشكى، از ديده روان و ريزان است كه در ريزش به دلوى پر آب مىماند.
٤ و ٥ - (اين اندوه و اشك) براى از دست دادن بزرگان قريش و بهترين پايمردان (خاندان رسول اكرم (ص)) است كه همگان در پيشگاه خداى رحمان شفاعتگرند.
٦ - لدى الرّحمن يصدع
بالمثانى ***** و كان له أبو حسن قريعا
٧ - حطوطا فى مسرّته و مولى ***** إلى مرضاة خالقه سريعا
٨ - و أصفاه النبيّ على اختيار ***** بما أعيى الرّفوض له المذيعا
٩ - و يوم الدّوح دوح غدير خمّ ***** أبان له الولاية لو اطيعا
١٠ - و لكنّ الرجال تبايعوها ***** فلم أرمثلها خطرا مبيعا
٦ - پيامبرى كه آشكارا «مثانى٢» خوان است و ابو الحسن على (ع) برگزيدهى اوست.
٧ - على: مولائى كه از شادى گريزان و به خشنودى خالق خويش شتابان است.
٨ - و پيامبر چنان او را برگزيد كه كسانى را كه از ذكر اين گزينش گريزان بودند، به زانو درآورد.
٩ - و در روز «دوح٣» غدير خم، ولايت وى را آشكار فرمود. كه اى كاش اطاعت مىشد.
١٠ - ليكن آنكسان پيمان ولايت را شكستند و من پيمانى به اين خطيرى
نديدم.
١١ - فلم أبلغ بها لعنا
و لكن ***** أساء بذاك أوّلهم صنيعا
١٢ - فصار بذاك أقربهم لعدل ***** إلى جور و أحفظهم مضيعا
١٣ - أضاعوا أمر قائدهم فضلّوا ***** و أقومهم لدى الحدثان ريعا
١٤ - تناسوا حقّه و بغوا عليه ***** بلاترة و كان لهم قريعا
١٥ - فقل لبنى اميّة حيث حلّوا ***** و إن خفت المهنّد و القطيعا