دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٨٩
ابن فلاح كاظمى
شيخ محمّد شريف بن فلاح كاظمى از شعراى قرن سيزدهم هجرى است كه در كاظمين متولّد شد و در همان شهر رشد و نمو نمود. سپس به نجف هجرت كرد و به تحصيل علوم پرداخت.
سيد امين در اعيان الشيعه مىنويسد: سيّد شريف فلاح عالمى فاضل و اديبى شاعر است كه قصيدهى مشهورى در مدح امير المؤمنين على (ع) سرود و آن را در كنار حرم شريف امام على (ع) خواند كه ناگهان آويزهاى طلايى از بالاى ضريح بر او افتاد كه با دستش گرفت.
وى به سال ١٢٢٠ ه. ق درگذشت.١
***
١ - قف باللطفوف وجد
بفيض الادمع ***** ان كنت ذا حزن و قلب موجع
٢ - أيبيت جسم ابن النبىّ على الثّرى ***** و يبيت من فوق الحشايا مضجعى
٣ - تبا لقلب لا يقطّع بعده ***** أسفا بسيف الحزن أىّ تقطّع
٤ - و عمى لعين لا تسحّ لفقده ***** حمر الدّما عوض الدّموع الهمّع٢
١ - در طف بايست و اشكهايت را جارى كن با قلبى كه در آتش و حزن مىسوزد
٢ - پيكر پاك فرزند رسول خدا بر خاك افتاده است.
٣ - بىطاقتى فوق العاده خواب و راحت از من ربوده است و قلبم از درد پارهپاره گرديده و اشكم همواره ريزان است.
٤ - چشمانى كه چون سيل مىگريد و اشك او را كفايت نمىكند و بر اين ماتم از خون مدد مىگيرد.