دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤٤
اگر شيران را شمار كثير خرگوشها محاصره كنند، به ناچار خرگوشها
پيروز خواهند شد. (هجوم دشمن و مغلوب گشتن ظاهرى ياران حضرت امام (ع)).
زهر النّجوم من الثّريّا
ترتمى ***** فى كربلا متخضّبات بالدّم١
اصحاب امام (ع) كه به خاك و خون غلتيدهاند شبيه به شكوفههاى
ستارهى آسمان هستند كه به خون خضاب شدهاند. از عمق فاجعه و دردناكى مصيبت مىگويند.
(تركيب زيباى شكوفه و ستاره كه در هر دو اميد، شكفتن و حيات جلوهگر است و سپس به
خون غلتاندن آنها)
***
١ - عطر الورود و نفح
زهر الآس ***** و الإخضرار و نفحة الأغراس
٢ - و المسك و النّفحات منه و الشّذى ***** و الياسمين و فرحة الأعراس
٣ - و الزّنبق الموّاج فى حلم المنى ***** و الإبتسامة من دموع الكاس
٤ - مالذّ منظرها و لا طاب الحلا ***** فيها و لا طهرت من الأدناس
٥ - إلاّ اذا أخذت محاسن زهوها ***** و جمالها من طلعة العبّاس
٦ - عبّاس يا صنو اليقين و غرسة ***** طابت أرومتها من الغرّاس
٧ - و الشّرّ يسبقه النّدى من راحة ***** نقم السّخا فيها على الإفلاس٢
عسيلى در اين ابيات بسيار زيبا خصوصيات و صفات باطنى حضرت ابو
الفضل العباس (ع) را ستوده است:
١-٣. عطر گلها، زيبايى سبزهها، نسيم درختان، ياسمن و زنبق، شادى عروسىها و تبسم زيباى اشك پياله، لطافت، طراوت و پاكى خويش را از عباس (ع) به امانت گرفتهاند.
٤ - چه سيماى دلفريبى و چه جمال پاكى دارد. هيچ چيزى جمال و زيبايى جز با جمال او نمىيابد.
٥ - جز اين نيست كه گل نيز جمال و زيبايى خود را از جمال عبّاس مىگيرد.
٦ - عبّاس كسى بود كه از زمان نوجوانى (نهال شدنش) ريشه و مايهاش بر اساس يقين بود.
٧ - ولى دشمنان با منع آب از او حتى به اندازهى يك كف دست، خواستند طراوت او را بگيرند.
*** و در نگاه بيرونى نيز هيبت، قدرت و شجاعت عباس (ع) است كه سخن
مىگويد.
٨ - بركان نار هاج فى
المضمار ***** او عاصفات الرّيح فى الإعصار
٩ - ام انّ تلك زوابع و زلازل ***** و صواعق ترمى لهيب شرار
١٠ - ام أنّه موج البحار تصادمت ***** أخطاره بالمرهف البتّار
١١ - لا، انّه العبّاس فوق جواده ***** كالبرج يعلو هامة الأسوار٣
٨ - (و امّا صفات جلالى، عباس «ع») او چون آتشفشان برافروخته و كوه
آتش است يا مانند تندباد بنيان كن سخت در همهى دورانها است