دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٩
٧٣ - آنان پناهگاهها و حريم مقدسى هستند كه از چيزهاى پست دورند و هرگز روسپيدان در آن گام ننهادهاند و چهره هايى هستند كه در تاريكىها پرتوافشانى مىكنند.
٧٤ - اگر با شمشير وارد صحنهى جنگ شدند خود را به خطر مىاندازند و آتش جنگ را شعلهور مىكنند و سپاه متراكم دشمن را چون خوشههاى فشردهى گندم، دانهدانه مىكنند و چنان غبارى برانگيزند كه روز روشن، شام سياه گردد.
٧٥ - اين بزرگزادگان اگر روزى بخواهند به مفاخره برخيزند، به نام
نامى محمّد (ص) و جبرييل و قرآن كه داراى سورههاى زيادى است افتخار مىكنند.
٧٦ - و عدوّا عليّا ذا
المناقب و العلى ***** و فاطمة الزّهراء خير بنات
٧٧ - و حمزة و العباس ذا الهدى و التّقى ***** و جعفرا الطّيّار فى الحجبات
٧٨ - ولائك لا منتوج (ملتوج) هندو حزبها ***** سميّة من نوكى و من قذرات
٧٩ - ستسأل فعل عنهم و فعيلها ***** و بيعتهم من أفجر الفجرات
٨٠ - هم منعوا الآباء عن أخذ حقّهم ***** و هم تركوا الابناء رهن شتات
٧٦-٧٧ - و به على (ع) والامقام و فاطمه (س) بهترين دختران عالم و
حمزه و عبّاس صاحب هدايت و تقوا و جعفر طيّار افتخار مىكنند و خود را به آنان
نسبت مىدهند.
٧٨ - اينان چون پسفتادگان هند و سميه - كه احمقان و پليدان و روسپىزادگانند، - نيستند.
٧٩ - به زودى «تيم١» و «عدى٢» دربارهى آن بيعت زشت و ناميمونشان مورد موأخذه قرار خواهند گرفت.
٨٠ - آنان پدران (ائمه (ع)) را از حقوق مسلّم خويش بازداشتند و
فرزندانشان را آواره و سرگردان ساختند.
٨١ - و هم عدلوها عن
وصىّ محمّد ***** فبيعتهم جاءت على الغدرات
٨٢ - وليّهم صفو النّبىّ محمّد ***** ابو الحسن الفرّاج للغمرات
٨٣ - ملامك في آل النّبىّ فإنّهم ***** أحبّاى ماداموا و اهل ثقات
٨٤ - تخيّرتهم رشدا لنفسي أنّهم ***** على كلّ حال خيرة الخيرات
٨٥ - نبذت اليهم بالمودّة صادقا ***** و سلّمت نفسي طائعا لولات
٨١ - و هم آنان بودند كه زمام امور خلافت را از كف هدايتگر على (ع)
- وصىّ محمّد (ص) - گرفتند و با تكيه بر خدعه و نيرنگ، از مردم بيعت گرفتند، و آن
را استوار كردند.
٨٢ - مولاى آنان برادر و همتاى محمّد (ص) است. امام ابو الحسن على (ع) كه مايهى شادمانى و رهايى از غمها و دشوارىها و كژىها است.
٨٣ - هرچه مىخواهى مرا در محبّت خاندان پيامبر، ملامت كن! كه آن كريمان، براى هميشه عزيز منند و اعتماد من به آنها است.
٨٤ - آنان را براى هدايت خويش برگزيدهام، چراكه در هر حال بهترين برگزيدگانند.
٨٥ - در راه عشق و محبت آنان از همهچيز و همهكس گسستم و از روى صدق و راستى به ايشان پيوستم و خويشتن را