دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٧٧
آنها بتهايى غير از وجه خدا بود، و همه صاحب هواهاى نفسانى و خواهشهاى شيطانى بودند و بتهاى ظاهرى را هم مىپرستيدند و از خلاّق آسمان و زمين غافل بودند.
٧٠ - بعد از بنى اميّه، بنى مروان كه اولاد زرقاء بودند، بناى ظلم و ستم گذاردند و بعد از آنها خلفاى بنى عباس كه اولاد كنيزى بهنام نثله بودند، بناى مكّارى و غدّارى گذاردند و به اهل بيت خيانت كردند هر يكى امام زمان خود را به مكر و حيله شهيد نمود.
٧١ - دمهاى شمشير و سرهاى نيزه را براى كشتن اولاد دختر رسول خدا تيز كردند، و آخر گلوهاى ايشان را از خون تر كردند. به رسول خدا خيانت كردند، و كفر باطنى كه پنهان داشتند ظاهر كردند.
٧٢ - اى شيعه! تأمل نما و تعجّب من از اينكه جميع اين فرقه اظهار مسلمانى كرد و خود را از امّت رسول خدا (ص) مىدانند و دين اسلام را به خود بسته بودند و حال آنكه كفر و مسلمانى براى آنها مساوى بود و اسلام هيچ ثمرى براى آنها ندارد.
- ٧ -
٧٣ - سدّ المسامع من
أنبائهم خبر ***** لا ينقضى حزنه أو ينقضي العمر
٧٤ - ما حلّ بالآل في يوم الطفوف و ما ***** في كربلاء جرى من معشر غدروا
٧٥ - قد بايعوا السبط طوعا منهم و رضى ***** و سيّروا صحفا بالنصر تبتدر
٧٦ - أقبل فإنّا جميعا شيعة تبع ***** و كلّنا ناصر و الكلّ منتصر
٧٧ - أقبل و عجّل قد أخضرّ الجناب و قد ***** زهت بنضرتها الأزهار و الثّمر
٧٨ - أنت الإمام الذي نرجو بطاعته ***** خلد الجنان إذ النيران تستعر
٧٩ - لا رأي للناس إلاّ فيك فأت و لا ***** تخش اختلافا ففيك الأمر منحصر
٨٠ - و أثّموه إذا لم يأتهم فأتى ***** قوما لبيعتهم بانكث قد خفروا
٨١ - قوما يقولون لكن لا فعال لهم ***** و رأيهم من قديم الدهر منتشر
٨٢ - فعاد نصرهم خذلا و خذلهم ***** قتلا له بسيوف للعدي ادّخرو
٨٣ - يا ويلهم من رسول اللّه كم ذبحوا ***** ولدا له و كريمات له أسروا
٨٤ - ما ظنّهم برسول اللّه لو نظرت
عيناه ما صنعوا لو أنّهم نظروا
٧٣ - خبر مصائب وارده بر ائمه طاهرين گوشهاى شيعيان را كر كرد و
حزن و اندوه اين خبر برطرف نمىشود الا آنكه عمر به آخر رسد.
٧٤ - اى شيعيان! ملاحظه نماييد چه مصيبت بزرگى در روز عاشورا بر اهل بيت رسول خدا (ص) واقع شد و چه بلاهاى گوناگون در صحراى كربلا جارى شد و بعد از ملاحظهى مصائب، چشمهى اشك از چشمهاى خود جارى سازيد.
٧٥ - فرقهى غدّار مكّار، نامهها به سيّد الشّهداء نوشتند كه جز تو را امام و پيشوا نمىدانيم، اگر ما را هدايت نفرمايى در نزد رسول خدا (ص) مخاصمه خواهيم كرد و در مقام يارى كردن حاضريم و مطيع از روى طوع و رضا و رغبت بيعت كردند.
آخر الامر بيعت را شكستند و خيانت خود را آشكار كردند.