دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٣٣
سيّد صالح قزوينى نجفى
سيّد صالح قزوينى نجفى بغدادى، به سال ١٢٠٨ ه. ق. در نجف اشرف متولد شد، و در سال ١٣٠٦ هجرى در بغداد وفات يافت و او را در نجف دفن كردند. او شاگرد محمّد حسن صاحب جواهر الكلام است١
-*-
١ - فكأنّما لهم الرّماح
عرائس ***** تجلى و هم فيها هيام ولع
٢ - يمشون فى ظلل القنا لم تثنهم ***** وقع القنا و البيض حتى صرعوا
٣ - يا كوكب العرش الّذى من نوره ***** الكرسى و السبع العلى تتشعشع
٤ - كيف اتّخذت الغاضريه مضجعا ***** و العرش ودّ بأنه لك مضجع٢
١ - نيزهها براى آنها مانند عروسهايى هستند كه شديدا به آنها عشق
مىورزند.
٢ - در سايهى نيزهها راه مىرفتند و ضربات نيزه و شمشير آنها را خم نمىكرد تا اينكه كشته شدند.
٣ - اى ستارهى عرشى كه از نور او كرسى و هفت آسمان نورانى است.
٤ - چگونه زمين غاضريّه را آرامگاه خود قرار دادى، در حالىكه عرش آرزوى مدفن تو را داشت؟