دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٣٥
٢٩ - عالوك لمّا أن علوت
فآه من ***** خطب نراه على علاك علاك
٣٠ - قد كنت شمسا يستضاء بنورها ***** يعلو على هام السّماك سماك
٢٦ - يا اگر پدرت وصّى پيامبر تو را روزى در كربلا روى رملها مىديد.
٢٧ - خود را فداى تو مىنمود و آرزو داشت كه از تنگناى دام آزادت كند.
٢٨ - تو را چون ديدند از همه برترى آزردند، آه از جنايتى كه بر تو روا داشتند.
٢٩ - تو آفتابى بودى كه به نورت روشنايى طلبيده مىشد و تو بر افلاك برترى.
٣٠ - تو پناهگاه بودى كه به تو پناه مىبرد هر بيمناكى و تو درياى
گوارائى بودى كه پيش از درخواست، سيراب مىكردى.
٣١ - و حمىّ يلوذبه
المخوف و منهلا ***** عذبا يصوب نداك قبل نداك
٣٢ - ما ضرّ جسمك حرّ جندلها و قد ***** أضحى سحيق المسك ترب ثراك
٣٣ - فلئن حرمت من الفرات و وورده ***** فمن الرّحيق العذب رىّ صداك
٣٤ - و لئن حرمت نعيمها الفاني؟ فمن ***** دار البقاء تضاعفت نعماك
٣٥ - و لئن بكتك الطاهرات لوحشة ***** فالحور تبسّم فرحة بلقاك
٣١ - به جسم گرمى خاك آسيبى نمىرساند چون خاك قبرت از مشك مىباشد.
٣٢ - اگر از فرات و آشاميدن آب آن محروم شدى از رحيق گوارا تشنگى تو مرتفع مىشود.
٣٣ - اگر از نعيم فانى دنيا محروم شدى نعمتهاى دار بقا براى تو چند برابر شد.
٣٤ - اگر زنان پاكسيرت (آل رسول) از وحشت براى تو گريستند حور العين براى لقاى تو خندان شدند.
٣٥ - ميانهى روز گلگون لباس نشدى مگر اينكه شبانگاه سبز پيراهن
بودى.
٣٦ - ما بتّ في حمر
الملابس غدوة ***** إلاّ انثنت خضرا قبيل مساك
٣٧ - إنّي ليقلقني التلهّف و الأسى ***** إذ لم أكن بالطفّ من شهداك
٣٨ - لأقيك من حرّ السيوف بمهجتي ***** و أكون إذ عزّ الفداء فداك
٣٩ - و لئن تطاول بعد حينك بيننا ***** حين لم أك مسعدا سعداك؟
٤٠ - و بمقول ذرب اللسان أشدّ من ***** جند مجنّدة على أعداك
٣٦ - مرا رنج مىدهد آرزوى اينكه نتوانستم در طف از جمله شهداى راه
تو باشم.
٣٧ - تا اينكه تيزى دو شمشير را عوض تو به جان قبول كنم و فداى تو شوم در هنگامىكه يارانت كم بودند.
٣٨ - اگر پس از درگذشت تو فاصله بين ما بسيار شده و سعادت نداشتم كه تو را كمك و يارى كنم،
٣٩ - براى تو گريه مىكنم آنچه بتوانم با اندوهى كه يادآور باشد عجائبى كه به سر تو آمد.
٤٠ - با زبان گويا كه سختتر از هر لشكر باشد بر دشمنانت فضائلت را
بيان مىكنم.
٤١ - و لقد علمت حقيقة و
توكلا ***** أنّي سأسعد في غد بولاك
٤٢ - و ولاء جدّك و البتول و حيدر ***** و التسعة النجباء من أبناك
٤٣ - قوم عليهم في المعاد توكّلى ***** و بهم من الأسر الوثيق فكاكي