دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٠٤
٢ - از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش نصيحت كردن او بدون هيچگونه منّتى است ٣ - و ما اينك برادريم تا زمانى كه شمشير بين ما آخته نگرديده است. امّا همين كه كار به جنگ كشيد و شمشيرها از نيام بيرون آمد اين مصونيتها برداشته مىشود و هريك امتى مىگرديم...
زهير آنگاه فرمود:
فكلّ من اهرق لآل دما
***** او استباح لبنيه الحرما
يمنع من شفاعة المختار ***** مصيره غدا عذاب النّار١
(اى مردم كوفه! اينك خداوند ما و شما را به باقيماندگان پيامبر
خويش مورد امتحان و آزمايش قرار داده است تا ببينيد كه ما و شما چگونه عمل مىكنيم؟)
امروز هيچكس بر كشتن حسين (ع) اگرچه به يك كلمه باشد، يارى ندهد مگر آنكه خداوند
دنيا را بر او تلخ سازد و به دشوارترين شكنجههاى آخرت عذابش كند و از شفاعت
پيامبر (ص) محروم باشد.
*** نصيراوى آنگاه از توبهى حرّ سخن مىگويد و شرمسارى و
سرافكندگى و پشيمانى او را به هنگام بازگشت به سوى امام حسين (ع) چنين مىسرايد٢:
١ - ثمّ اتى نحو الحسين
ضاربا ***** جواده و التّرس فيه قالبا
٢ - مطأطئ الرّأس حيىّ الطّرف ***** ***** من الإمام قد دنا بلطف
٣ - و فعله هذا حياء و خجل ***** من الحسين للّذى منه حصل
٤ - جاء يرى النّجاة فى توبته ***** و رافعا لمّا أتى لصوته:
٥ - اليك يا ربّ أنبت تائبا ***** كنت لأولاد النّبىّ راعبا
٦ - مضمون ما قال له - بشراه *****:عليك يا حرّ يتوب اللّه
١ - سپس حرّ به سوى امام حسين (ع) آمد در حاليكه سپرش واژگون بود
٢ - و سرش را به زير افكنده بود و از شرم، چشم فروهشته بود. امام (ع) با لطف و مهربانى به او نزديك شد.
٣ - او از كارش نسبت به بستن راه بر امام حسين (ع) شرمگين و خجالتزده بود.
٤ - به سوى امام آمد در حالىكه نجات خود را در توبه مىديد و با صداى بلند گفت:
٥ - پروردگارا! من توبهكنان به سوى تو روى مىآورم. درحالىكه من ترسانندهى اولاد پيامبرت بودم.
٦ - مضمون آنچه امام به او بشارت داد اين است كه: اى حرّ خداوند توبهى تو را پذيرفته است.
***
١ - لم يستطع صبرا و سبط
أحمد ***** يدير طرفا لا يرى من منجد
٢ - يرى النّساء معولات حسّرا ***** حزنا على ما حلّ فيهم و جرى
٣ - و ضاقت الأطفال ذرعا و عنا ***** جاء الى ابن فاطم مستأذنا
٤ - قال و قد أجهش بالبكاء: ***** أنت أخى و صاحب اللّواء٣