دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٨٦
ابن الصيّفى
شهاب الدّين ابو الفوارس سعد بن محمّد تميمى، فقيهى عالم و شاعرى اديب بود. گفتهاند كه او داناترين فرد نسبت به اشعار و اختلاف لغات عرب بوده است. او در ماه شعبان سال ٥٧٤ (ه. ق) در بغداد وفات يافت و در مقابر قريش دفن شد.١
ابن صيفى اشعارى در رثاى حسين بن على (ع) سروده است.
ابن خلكان در مورد اين اشعار گفته است: «شيخ نصر اللّه مجلى كه از ثقات اهل سنت است گفت: على بن ابى طالب (ع) را در خواب ديدم و گفتم: اى امير مؤمنان وقتى شما مكّه را فتح كرديد، گفتيد، هركس وارد خانهى ابو سفيان شود، در امان است. اما آل ابو سفيان در كربلا آنگونه جبران كردند و در كربلا و عاشورا بر حسين چه گذشت؟
على (ع) فرمود: آيا اشعار ابن الصيّفى را نشنيدهاى؟ گفتم: نه اى امير مؤمنان. سپس آن حضرت فرمود: پس بشنو (و اشعار را خواند). چون صبح از خواب برخاستم به نزد ابن الصيّفى رفتم و خواب خود را گفتم. او فريادى زد و سخت گريست و مدهوش شد و با صداى بلند گريه سر داد و گفت كه اين شعر را همان شب سروده است.»٢
***
١ - ملكنا فكان العفو
منا سجيّة ***** بيوم به بطحاء مكة تفتح
٢ - و حلّلتم قتل الأسارى و طالما ***** فككنا أسيرا منكم كاد يذبح
٣ - فحسبكم هذا التفاوت بيننا ***** فكلّ إناء بالذي فيه ينضح٣
١ - هنگامىكه ملك به دست ما افتاد، روش ما عفو و بخشايش بود و چون
شما به قدرت رسيديد، خون ما را چون سيل جارى كرديد.
٢ - و كشتن اسيران را حلال شمرديد، در حاليكه ما اسيران شما را مىبخشيديم و آنها را آزاد مىكرديم.
٣ - همينقدر تفاوت ميان ما و شما بس. آرى هرچه در ظرف باشد هما به بيرون مىتراود.