دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦١٠
٤ - اگر به سوى ما بيايى ما با شمشيرهاى هندى برّان و تيزكرده گوش به فرمان تو هستيم.
٥ - آب فرات نيز در شرق اين خبر كه تو عراق را يارى خواهى كرد اميدوار و شاد گرديده است.
*** امام (ع)، مسلم بن عقيل را به عنوان نمايندهى خود به كوفه مىفرستد
و پس از دريافت نامهى مسلم مبنى بر بيعت مردم كوفه با او، امام (ع) تصميم به حركت
به سمت كوفه گرفتند:
١ - هيّأ الزّاد و
استجاد الرّحالا ***** و المحفّات تستقلّ العيالا
٢ - بينها الكاعب الوضيئة و ***** الحبلى و ظنر ترضّع الأطفالا١
١ - امام حسين (ع) حركت به سمت كوفه را آغاز كرد. كاروان آماده و
مهياى حركت شد و بر روى مركبهاى سوارى، زنان در كجاوهها نشستند
٢ - در بين كاروانيان دختران نوجوان كم سن سال و زنان آبستن و زنان شيرده نيز وجود داشتند. و اين چنين كاروان به راه افتاد.
*** امّا كوفيان عهدشكنى كردند و مسلم به شهادت رسيد:
١ - يا أصيحاب مسلم
أكلاب ***** أنتم ام أرانب فى نقاب!؟
٢ - يا الهى أفرطت فى القول جهلا! ***** ربّ فاغفر إساءتى للكلاب
٣ - كم رأى العابرون كلبا أمينا ***** مات دون الحفاظ دون الباب!٢
١ - اصحاب بىوفاى مسلم كه پيمان خود را شكستند و مسلم بن عقيل را تنها
گذاشتند به حيواناتى مانند سگ و خرگوش شباهت دارند
٢ - امّا نه، خدايا از اين تشبيه استغفار مىكنم و آن را اسائهى ادب به حيوانات مىدانم ٣ - و از وفادارى و امانتدارى حيواناتى چون سگ تقدير مىكنم
***
١ - من يقل للحسين عنّى
ألا ارجع ***** خلت الغاب من أسود الغاب
٢ - ليس فيها سوى الثّعالب و ***** الحيات همّت بلسعة و انسياب
٣ - خرست صدّح البلابل فالاصداء ***** رجع النّعّاب للنّعّاب٣
١ - مسلم بن عقيل به امام (ع) با زبان دل پيام مىدهد و حيله و
نيرنگ كوفيان را شرح مىدهد
٢ - حسين جان برگرد! اين بيشه از شيران خالى است و جز مار و روباه در آن نمىيابى.
٣ - همچنانكه بلبلان از آواز ماندهاند و تنها طنين قارقار كلاغها به گوش مىرسد.
***