دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٣٨
محمد شعاع فاخر
محمد شعاع فاخر به سال ١٣٦٠ ه. ق. در بخش شمالى «شطّ العرب» به دنيا آمد. مقدمات دروس دينى را در حوزه علميهى اهواز تمام كرد و سپس براى تكميل آن به حوزه علميه نجف هجرت نمود. او به عضويت «الرابطة الأدبية» در نجف درآمد. برخى از آثارش چنين است: «جهاد كربلاء و الانسان»، «دفاع عن السيد المسيح»، «أنا الشاعر».
-*-
١ - تمنّى كليم اللّه
تفّد به نفسه ***** و دون الحسين السّبط تنحره السّمر١
١ - موسى كليم اللّه آرزوى فدا گشتن به پاى سبط رسول اللّه (ص)،
حسين (ع) را دارد.
***
٢ - و فى كلّ حرف من
لهيب ندائه ***** خليل لإسماعليه فى الحشاجمر
٣ - و إن كان بالذّبح العظيم فداءه ***** لتفدى بإسماعيل فتيانه الغرّ٢
٢ و ٣ - در هر حرفى از لهيب ندايش اسماعيل پسر ابراهيم خليل اللّه
بود كه ذبح و فديهاى از او به ذبح عظيم٣ تعبير شده
است. با اين تفاوت كه حسين (ع) اسماعيلهاى متعددى به درگاه الهى آورد و فدا ساخت.
***
١ - و جلّ الصّليب
المجتلى فوق عوده ***** مسيح كما يجلى من الغبش الفجر
٢ - تسلّق أعواد الصّليب فماونت ***** رؤاه و لكن باح بالألم السّرّ
٣ - يقول و ملء الكون منه شكاية ***** الى اللّه ممزوج بها الألم المرّ
٤ - الهى و ربّى كن معى فى مصيبتى ***** رفيقى فقد عنّانى الصّلب و الأسر
٥ - و أولاء فتيان الرّسول تسابقوا ***** إلى الموت يتلو الحرّ فى سعيه الحرّ
٦ - تلفّهم الحرب العوان كأنّها ***** نعيم و فيه لأنس لا البيض و السّمر٤
١-٤ - (بر اساس آنچه در انجيل آمده است مسيح در حالىكه آكنده از
درد تلخى بود و سختى عظيمى را احساس مىكرد) بر صليب از درد و رنج به خدا شكايت
كرد و عرض كرد: خدايا در مصيبتم همراه من باش.
٥ و ٦ - در حالىكه جوان رسول اللّه (ص) از مرگ استقبال مىكرد و آزادانه استقامت مىورزيد. آنان براى وصول به مرگ در راه خدا با يكديگر مسابقه مىدادند و صحنهى كارزار، بهشت نعيمشان بود و در آن مأنوس بودند.
***
و ان فخرت أرض الطّواف
بهاجر ***** فكم هاجر بالطّفّ ابرزها الخدر