دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٧
٩ - چگونه مىتوان آرام گرفت حال آنكه زينب در زمره اسيران بود و از سوز عطش فرياد مىزد و مىگفت: اى جد بزرگوار اى احمد.
١٠ - اين حسين تو است كه به شمشير دشمن كشته و پارهپاره شده و به خون آغشته گرديده است.
١١ - عريان و برهنه و بر خاك افتاده و پامال سم ستوران و اسبان تاخته است.
١٢ - اجساد پاك و بىگور و كفن فرزندان كشتهات در پيرامون او به خاك افتاده.
١٣ - اى نياى بزرگ و بزرگوار: اينها را از آب فرات منع كردند و به تشنگى و بىآبى كشتند.
١٤ - اى جدّ والامقام! از ماتم و بسيارى مصيبت و آنچه بر من مىرود، مىافتم و مىخيزم.
*** دعبل در قصيدهى دائيه خود به مدح على (ع) مىپردازد:
١٤ - نطق القرآن بفضل آل
محمّد ***** و ولاية لعليّه لم تجحد
١٥ - بولاية المختار من خير الّذى ***** بعد النبىّ الصادق المتودّد
١٦ - إذ جاءه المسكين حال صلاته ***** فامتدّ طوعا بالذراع و باليد
١٧ - فتناول المسكين منه خاتما ***** هبة الكريم الأجودين الأجود
١٨ - فاختصّه الرّحمان فى تنزيله ***** من حاز مثل فخاره فليعدد
١٩ - إنّ الإله وليّكم و رسوله ***** و المؤمنين فمن يشأ فليجحد
٢٠ - يكن الإله خصيمه فيها غدا ***** و اللّه بمخلف فى الموعد١
١٤ و ١٥ - قرآن به برترى خاندان پيامبر و ولايت غير قابل انكار على
(ع) ناطق است به ولايت پس از پيامبر (ص) آن برگزيده نيكمرد و راستگوى دوستدار
ناطق است.
١٦ - آنگاه كه وى نماز مىگزارد و نيازمندى دست تمنّا دراز كرد.
١٧ - و او با بخششى بزرگوارانه كه از اين بخشندهى پسر بخشنده سزاوار بود، خاتمش را به مستمند داد.
١٨ - و خداى مهربان وى را در قرآن خود چنين ويژگى بخشيد: (و هركس را چنين افتخارى است، گو بيارد)
١٩ - به راستى كه ولى و سرپرست شما، خدا و پيغمبرش و مؤمنانى هستند كه نماز مىگزارند و در حال ركوع زكوة مىپردازند.
٢٠ - و هركه خواهد انكار اين فضيلت كند، در فرداى قيامت خداوند خصمش خواهد بود و خدا در وعدههايش خلاف نخواهد كرد.
***
قصيدهاى در رثاء حسين شهيد:
١ - جاؤا من الشام
المشومة أهلها ***** للشوم يقدم جندهم ابليس
٢ - لعنوا و قد لعنوا بقتل إمامهم ***** تركوه و هو مبضع مخموس
٣ - و سبوا فوا حزنى بنات محمّد ***** عبرى حواسر ما لهنّ لبوس