دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٦٨
خواهد گرديد؟
١٢١ - آن هنگام است كه دين آل محمّد (ص) پيروز و كفر خوار و سرنگون خواهد شد.
***
١ - فروع قريضي في
البديع أصول ***** لها في المعانى و البيان أصول
٢ - و صارم فكري لا يفلّ غراره ***** و من دونه العضب الصّقيل كليل
٣ - سجيّة نفسي انّها لسخيّة ***** تميل إلى العلياء حيث أميل
٤ - فلا تعدلي يا نفس! عن طلب العلا ***** و يا قلب لا يثنيك عنه عذول
٥ - ففي ذروة العلياء فخر و سؤدد ***** و عزّ و مجد في الأنام و سول
٦ - خليلىّ ظهر المجد صعب ركوبه ***** و لكنّه للعارفين ذلول
١ - فروغ چكامهى من، در بديع، اصول شمرده مىشود. و سخن من، ريشه
در معانى و بيان دارد.
٢ - لبهى تيز شمشير فكرتم، هرگز كند نمىشود و دگر تيغها، در كنار تيغ انديشهام كند هستند.
٣ - خويى كه در جانم ريشه دارد، داد و دهش است، و جانم را به هرسو كه خواهد مىكشد.
٤ - اى نفس! هرگز از طلب معانى باز نايست، و اى دل! مبادا كه ملامتگر، تو را از اين آرمان به بيراهه بكشاند.
٥ - در اين اوج كرامت، مىتوان احساس افتخار و سرورى كرد، و به عزّ و مجد و بزرگوارى نايل شد.
٦ - اى دوست! سوار شدن بر پشت مجد و بزرگوارى سخت دشوار است، لكن
اين مركبى است كه بر عارفان راه، رام مىشود.
٧ - جميل صفات المرء زهد
و عفّة ***** و أجمل منها أن يقال فضيل
٨ - فلا رتبة إلاّ و للفضل فوقها ***** مقام منيف في الفخار أثيل
٩ - فللّه عمر ينقضى و قرينه ***** علوم و ذكر في الزّمان جميل
١٠ - تزول بنو الدّنيا و إن طال مكثها ***** و حسن ثناء الذّكر ليس يزول
١١ - فلا تتركنّ النفس تتبّع الهوى ***** تميل و عن سبل الرّشاد تميل١
٧ - زهد و عفت، زيباترين اوصاف آدمى است؛ و زيباتر از آن اينكه
بگويند صاحب فضل است.
٨ - هيچ مرتبهاى نيست، جز اينكه در ميان مفاخر، فضل در آن ميان مقام شامخى دارد.
٩ - چه خوش است آن زندگانى كه در كنار آن، دانش و نام نيك در صفحهى روزگار جلوهگرى كند.
١٠ - شيفتگان دنيا، اگرچه روزگار درازى كامرانى كنند، سرانجام از بين مىروند، لكن نام نيك از جريدهى روزگار سترده نمىشود.
١١ - هرگز پيروى از نفس و هواى نفس مكن، چراكه تو را از راههاى هدايت منحرف مىسازد.