دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٦٨
قاضى جليس
عبد العزيز بن حسين بن حباب اغلبى سعدى تميمى صقلى مكنّى به «ابو المعالى» و معروف به «قاضى جليس»، وى از پيشتازان شعراى مصر كه به سال ٤٩٠ ه. ق. تولد يافت وى در نظم و نثر و ترسل يگانهى عصر خود بود. در دوران فائز خليفهى فاطمى از دبيران و در سلك نديمان ملك صالح طلايع بن رزيك گرديد و از آن جهت كه همواره با خلفا و وزراى فاطميان و ملك صالح وزير با كفايت آنان مجالست داشت به جليس شهرت يافت.
او از سرايندگانى است كه در مهر و ولاى «عترت طه» قدمى راسخ داشته، چنانكه اشعار و سرودههايش حاكى از آن است.
فقيه معاصرش «عمارة يمنى» با قصيدهاى كه به سال ٥٥١ هجرى سروده زبان به ثنا و ستايش او گشوده است.١
قاضى جليس به سال ٥٦١ هجرى در حالىكه هفتاد سال از عمرش مىگذشت، در مصر زندگى را بدرود گفت.٢
***
١ - أيا امّة لم ترع
للدّين حرمة ***** و لم تبق في قوس الصّلالة منزعا
٢ - بأي كتاب ام بأيّه حجّة ***** نقضتم به ما سنّه اللّه اجمعا؟!
٣ - غصبتم وليّ الحق مهجة نفسه ***** و كان لكم غصب الامامة مقنعا
٤ - و ألجمتم آل النبيّ سيوفكم ***** تفرّي من السّادات سوفا و اذرعا
٥ - و حلّلتم في كربلاء دماءهم ***** فأضحت بها هيم الأسنّة شرّعا
٦ - و حرّمتم ماء الفرات عليهم ***** فأصبح محظورا لديهم ممنّعا٣
١ - هلا. اى امت گمراه كه حرمت دين بشكستيد و سرگشتگى و ضلالت را
از حد بهدر برديد.
٢ - با كدامين حجّت و برهان، فرمان حق را زير پا نهاديد؟!
٣ - حقّ ويژهى على را غضب كرديد، امامت و خلافت راه شما را هموار كرد.
٤ - تيغ كين در خاندان رسول نهاديد، سر و دست آنان از تن جدا كرديد.
٥ - در كربلا خونشان حلال شمرديد، ناوك سنان از خونشان سيراب نموديد.
٦ - آب فرات بر آنان حرام شد، تشنهكامان را دادرسى باقى نماند.
***
رثاى سيد الشهداء (ع):
١ - ان خانها الدمع
الغزير ***** فمن الدّماء لها نصير
٢ - دعها تسحّ و لا تشحّ ***** فرزؤها رزء كبير
٣ - ما غصب فاطمة تراث ***** «محمد» خطب يسير
٤ - كلاّ و لا ظلم الوصىّ و ***** حقّه الحقّ الشهير