دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧١
٥ - أيشك فى لعنى أمية
إنها ***** نفرت على الاصرار و الاضباب
٦ - و سبوا بنات محمد فكأنهم ***** طلبوا دخول الفتح و الأحزاب١
١ - آيا آنان ندانستند كه وصى كسى است كه در سنّت و كتاب بر همه
پيشى گرفته است؟
٢ - آيا آنان ندانستند كه وصى كسى است كه از بتها و انصاب بيزار بوده است؟
٣ - آيا آنان ندانستند كه وصى كسى است كه در محراب، زكات پرداخت؟
٤ - آيا آنان ندانستند كه وصى كسى است كه در غدير، فرمان سرورى او بر همگان مسلم شد؟
٥ - آيا در لعن كردن من بر بنى اميّه جاى شك است؟ هم آنان بودند كه بر پاكان و آزادگان ستم كردند.
٦ - آنان دختران محمّد (ص) را اسير كردند، گويى در پى انتقام فتح مكّه و جنگ احزاب بودند.
***
مدح اهل بيت (ع):
١ - بلغت نفسى مناها
***** بالموالى آل طه
٢ - برسول اللّه من ***** حاز المعالى و حواها
٣ - و ببنت المصطفى من ***** أشبهت فضلا أباها
٤ - ع من كمولاى علىّ ***** و الوغى تحمى لظاها؟
٥ - حجّة اللّه على الخلق ***** شقى من قد قلاها
٦ - و بحبّى الحسن ال ***** بالغ فى العليا مداها
١ - بهوسيلهى سرورانم «آل طه» جانم به آرزو رسيد.
٢ - هر آنكه به درجات بالا پاى نهاده به بركت رسول خدا بوده است.
٣ - و بركت فاطمه دخترش كه در فضيلت و شرف مانند پدرش مصطفى است.
٤ - موقعى كه آتش جنگ شعله مىزد، چهكسى چون على به ميدان مىتاخت.
٥ - او بر خلق جهان حجّت خداست. هركه او را دشمن گيرد شقى و بدبخت خواهد بود.
٦ - من با دوستى حسن به آزروهايم رسيدم كه والاترين مقام را حائز
گشته.
٧ - و الحسين المرتضى
***** يوم المساعى إذ حواها
٨ - ليس فيهم غير نجم ***** قد تعالى و تناهى
٩ - عترة أصبحت الدّ ***** نيا جميعا فى حماها
١٠ - ما تحدّت عصب ال ***** بغى بأنواع عماها
١١ - أردت الأكبر بالس ***** مّو ما كان كفاها
١٢ - و انبرت تبغي حسينا ***** و عرته و عراها
٧ - و با دوستى حسين آن پسنديدهاى كه در ميدان مكارم همهى
افتخارات را صاحب گشته.
٨ - در اين خاندان هرچه بنگرى، جز ستارهى رخشان به چشم نمىخورد كه بالا رفته و بر طاق فلك نشسته است.