دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٦٦
مىداند كه ساختمان اساسى دين و حكومت اسلامى را برهم زده بود. از ديدگاه او، امكانات امام حسين (ع) براى ساقط كردن نظام حكومتى يزيد كافى نبود، لذا با اين قيام تنها درصدد رساندن پيام اعتراض خود به گوش حكومت و مردم عصر خود بود تا درصدد تغيير حكومت يزيد برآيند. او از حسين (ع) پاىبندى به اصول و حراست از آن را مىآموزد، چنانكه حيات و مرگ را از او تعليم مىگيرد. او مىبيند كه حسين (ع) نقشه جاودانگى را براى همه قهرمانان مخلص تا ابد ترسيم نموده است.١
علايلى با تحليل اوضاع زمان يزيد، سكوت را بر هيچ انسان ديندار و آزادهاى جايز نمىداند. او مىنويسد: براى همهى متفكّران مسلمان آن روزگار ثابت شده بود كه يزيد، با توجه به اخلاق خاص و تربيت مشخص آنچنانى، وسيلهاى است، و براى هيچ مسلمانى سكوت در آن موقعيت هرگز جايز نبود و وظيفهى آنان مخالفت و اعتراض آشكار بود. در اين صورت قيام حسين (ع) در حقيقت اعلام نامزدى خود براى حكومت نبود، بلكه ذاتا و بيش از هرچيز، اعتراض به ولايت يزيد به شمار مىرفت. گواه اين ادّعا گفتار حسين (ع) به وليد است كه چون از او خواست كه بيعت كند، فرمود: «يزيد فاسقى است كه فسقش براى خدا آشكار مىباشد».٢
معروفترين قصيدهى علايلى در رثاى حسين (ع) «دمعة سنّى على الحسين» مىباشد و در حاشيهاى كه بر عنوان قصيدهاش نگاشته، به عزادارى شيعه اشاره مىنمايد و با عظمت از آن ياد مىكند:
«شيعه هر ساله، ياد عاشورا را براى پندآموزى و يادآورى زنده نگاه مىدارد، اين مراسم از آن حيث بزرگ است كه پر از موعظه و ذكر دلاوريها در مسير جهاد است و چنين يادهايى موجب بارورى روحهاى بزرگ مىگردد. امروزه، چقدر ما به اين بزرگداشتها، خصوصا در دورهى انقلابى خويش نيازمنديم!»
بايد به شعر علايى، پيش از آنكه از جنبهى فن و به كارگيرى صنعتهاى ادبى نگريسته شود، از جهت معنى و استفادهى تحليلى از قضايا و حوادث نگاه كرد، چراكه اشعار او به نثر منظوم يا شعر تعليمى نزديكتر است.
-*-
١ - وقفت على زمرة ثائر
***** ين يكاد الحفاظ يرامى الحمم
٢ - يقولون: ثأر لنا نائم ***** نريد انتقاما يروّى الضرم
٣ - يروّى الضّلوع يعيد النّخا ***** يروّى النّفوس يعيد الشّمم
٤ - فقلت: اليكم و اين التّرات؟! ***** قالوا جميعا: طواها الرّمم
٥ - فقلت: اليكم لماذا الحفاظ؟! ***** هل فى القبور هوى ينتقم؟!
٦ - هناك الاله اليه القضا ***** اليه العدالة فى المحتكم
٧ - فقالوا و ألووا الىّ الرّؤوس *****...: رأيت الأمور بعين أمم!٣
١-٤ - در ميان گروهى از انقلابيون اطراف قبر حسين (ع) ايستاده
بودم كه با فرياد و خروش به دنبال خونخواهى از حسين (ع) بودند. من مىديدم كه اين
خشم و خروش مىرود تا سياهىها را بدرد و عظمت و فخر گذشته را باز آورد.
٥ - (آنها گفتند مىرويم تا سياهىها را بدريم و ريسمان كهنه و پوسيده را پاره كنيم.) از آنان دربارهى مسئله خونخواهى