دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٢٨
٦٢ - و هر آينه اگر ميان ما و يارى تو زمان، تفاوت و جدايى انداخت و زمان شما پيش افتاد.
٦٣ - پس مادامىكه زنده باشم بر تو از حسرت و اندوه گريه مىكنم تا آنكه قبر استخوان مرا بپوشاند.
٦٤ - و البته عطا مىكنم هر نوحهسرايندهاى كه قصد كند بر تو شعر گويد و نوحهگرى نمايد.
٦٥ - انديشههاى بكر من در محاسن و زيبايى آن ترتيب ولى ريزش اشكهاى من پراكنده است.
٦٦ - و روز مصيبت تو اى فرزند فاطمه (ع) روز ميعاد ما و تسليت ما در روز حشر خواهد بود.
***
قصيده دوم:
١ - و لو لا مصاب السبط
بالطفّ ما بدا ***** بليل عذاري السبط و خط قتيرها
٢ - رمته بحرب آل حرب و أقبلتإ ***** ليه نفورا في عداد نفورها
٣ - تقود إليه القود في كلّ جحفل ***** إلى غارة معتدّة من مغيرها
٤ - و ما عدلت في الحكم بل عدلت به ***** وقايع صفّين وليل هريرها
٥ - و عاضدها في غيّها شرّ امّة ***** على الكفر لم تسعد برأي مشيرها
١ - و اگر نبود مصيبت سبط (نوه پيامبر) در كربلا چهره من چنين
آشفته و دگرگون نشده بود.
٢ - او را بچنگ بنى اميه افكندند و به سوى او گروهى زياد آمدند.
٣ - به سوى او فرماندهانى را در لشكر بزرگى فرستادند براى غارت كردنيكه آماده شده بود از غارتگاه آن.
٤ - و عدالت در حكم و داورى نكردند بلكه برگردانيدند به آن حضرت وقايع صفين و حادثه ليلة الهرير را.
٥ - و كمك كرد او را در گمراهى بدترين امت بر كفر و سعيد نشد براى راهنماى آن.
٦ - خلاف سطور في طروس
تطلّعت ***** طلايع غدر في خلال سطورها
٧ - فحين أتاها واثق القلب أصحبت ***** نواظرها مزورّة غبّ زورها
٨ - فما أوسعت في الدين خرقا و لا سعت ***** إلى جورها إلاّ لترك أجورها
٩ - بنفسي إذا وافي عصاة عصابة ***** غرار الضبا مشحودة من غرورها
١٠ - قؤولا لأنصار لديه و اسرة ***** لذي العرش سرّ مودع في صدورها
٦ - خلاف سطرها و خطهائيكه در ورقهائى ظاهر شد كه پيش آهنگ خدعه و
نيرنگ بود در لابلاى خطوط آن.
٧ - پس وقتىكه آن نامهها آمد به اطمينان دل، صبح كرد در حالىكه نويسندگان آن قلابى و ساختگى بودند.
٨ - پس توسعهاى در دين نداد از نادانى و سعى و كوشش نكرد براى ظلم آن مگر براى ترك پاداش آن.
٩ - جانم فداى او وقتىكه برخورد كرد با گنهكاران گروهى كه لبه شمشيرشان از فريب و نيرنگ تيز شده بود.
١٠ - براى ياران و خاندانى كه نزد او بودند سخنرانى نمود. آنانىكه
از طرف صاحب عرش رازى در سينههايشان سپرده شده بود.
١١ -: أعيذكم أن تطعموا
الموت فاذهبوا ***** بمغفرة مرضيّة من غفورها
١٢ - فاجمل في ردّ الندا كلّ ذي ندى ***** ينافس عن نفس بما في ضميرها
١٣ -: أعن فرق نبغي الفراق و تصطلي ***** وحيدا بلا عون شرار شرورها؟