دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢
٢ - يخبّرن بالانفاس عن
سرّ أنفس ***** أسارى هوى ماض و آخرآت
٣ - فأسعدن أو أسعفن حتّى تقوّضت ***** صفوف الدجى بالفجر منهزمات
٤ - على العرصات الخاليات من المهى ***** سلام شج صبّ على العرصات
٥ - فعهدي بها خضر المعاهد مألفا ***** من العطرات البيض و الخضرات
١ - نوحهگران گنگ و گويا با نالهها و آههاى سوزان خود به گفتگو
پرداختند.
٢ - و با نفسهاى خود از راز درون دلباختگان روزگاران پرده برگرفتند.
٣ - و به يارى و ياورى هم شتافتند تا صفوف ظلمت شب، به سپيده دم درهم شكست.
٤ - درود دلباختهى دردمند بر آن عرصهها و سرزمينهايى باد كه از سيه چشمان تهى ماند.
٥ - به ياد دارم كه آن سرزمينها، سبز و خرّم و الفتگاه سمنبران
خوشبوى و شرمآگين بود.
٦ - ليالى يعدين الوصال
على القلى ***** و يعدي تدانينا على الغربات
٧ - و إذ هنّ يلحظن العيون سوافرا ***** و يسترن بالأيدي على الوجنات
٨ - و إذ كلّ يوم لي بلحظيّ نشوة ***** يبيت لها قلبي على نشوات
٩ - فكم حسرات هاجها بمحسّر ***** وقوفى يوم الجمع من عرفات
٦ - شبهايى به خاطر مىآرم كه وصال را بر كينه و حراق چيره مىساخت
و نزديكىها بر دورىها فائق مىآمد.
٧ - ماهرويان پرده از رخسار برگرفته، به ما ديده مىدوختند و گونهها را با دست مىپوشاندند.
٨ - روزهاى من به سرمستى ديدارشان و شبهايم به خوشدلى از يادشان مىگذشت.
٩ - وقوف من به روز عرفه در «محسّر عرفات»١ چه حسرتها
برانگيخت.
١٠ - ألم تر للأيّام
ماجرّ جورها ***** على النّاس من نقض و طول شتات
١١ - و من دول المستهزئين (و من غدا) ***** بهم طالبا للنّور في الظّلمات
١٢ - فكيف و من أنّى يطالب زلفة ***** إلى اللّه بعد الصّوم و الصّلوات
١٣ - سوى حبّ أبناء النّبىّ و رهطه ***** و بغض بني الزّرقاء و العبلات
١٤ - و هند و ما أدّت سميّة و ابنها ***** اولوا الكفر في الاسلام و الفجرات
١٥ - هم نقضوا عهد الكتاب و فرضه ***** و محكمه بالزّور و الشّبهات
١٠ و ١١ - زمانه را بنگر كه با پيمانشكنى و تفرقهاندازىهاى
بسيارش با حكومتهاى مسخره و كسانىكه به دنبال آنها، جوياى روشنى از دل تاريكىها
بودند، چه جنايتها به مردم كرد.
١٢ - پس از روزه و نماز، چگونه و از كجا مىتوان خواستار قرب خدا شد.
١٣ و ١٤ - جز از راه مهرورزى به فرزندان و دودمان پيغمبر و كينهتوزى به تبار «مروان» و «بنى اميه» و «هند» و سميه و فرزندش «زياد» كه همه اينها كافران و تبهكاران عالم اسلامند.
١٥ - پيمان و فرمان قرآن و آيات محكم آن را به دروغ و شبههانگيزى گسستند.