دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣١٨
٢١ - مال قلبى إليكم في
الصبى الغ ***** ضّ و أحببتكم و كنت صغيرا
٢٢ - و تولّيتكم و ما كان في أهلي ***** ولىّ مثلي فجئت شهيرا
٢٣ - أظهر اللّه نوركم فأضاء ال ***** افق لمّا بدا و كنت بصيرا
٢٤ - فهداني اليكم اللّه لطفا بي ***** و مازال لي وليّا نصيرا
٢٥ - كم أياد أولى؟ و كم نعمة أسدى؟ ***** فلي أن أكون عبدا شكورا
٢١-٢٢ - از زمان طفوليت دلم مملو از علاقه و محبت بود، و شما را
دوست مىداشتم در صورتىكه در خانوادهام همانندم كسى نبود.
٢٣ - خداوند نور شما را آشكار كرد تا جايى كه افق روشن گرديد و بينا شدم.
٢٤ - و مرا از روى لطف به سوى شما هدايت فرمود و او همواره ولى و يارم بوده است.
٢٥ - او چقدر به من محبت فرمود و چه نعمتها كه به من ارزانى داشت
اينك بر من است كه بندهى شكور باشم.
٢٦ - أمطرتني منه سحائب
جود ***** عاد حالى بهنّ غضّا نضيرا
٢٧ - و حماني من حادثات عظام ***** عدت فيها مؤيّدا منصورا
٢٨ - لو قطعت الزمان في شكر أدنى ***** ما حباني به لكنت جديرا
٢٩ - فله الحمد دائما مستمرّا ***** و له الشكر أوّلا و أخيرا
٢٦ - از ناحيه او باران رحمت بر سرم باريد و حالم شاداب و خوب شد.
٢٧ - و هم او همواره مرا را از حوادث ناگوار زمانه حفظ فرمود و من هميشه مؤيد و منصور او بودم.
٢٨ - اگر در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته همواره شكرگزار باشم سزاوار است.
٢٩ - عليهذا سپاس هميشه مال اوست و شكر همواره مخصوص او.