دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢١٩
٣٨ - مپنداريد كه از جام پيروزى كامروا گشتيد، فرجام كار، تلختر از «صبر» است.
٣٩ - اينان به استقبال مرگ شتافتند، پيشتازان هميشه جان بكف باشند.
٤٠ - در ميان شما جز مردم بدكار نبينم، مردمى سراپا ننگ و عار.
٤١ - إن خاف فقرا لم يجد
بالندى ***** أو هاب و شك الموت لم يقدم
٤٢ - يا آل ياسين و من حبّهم ***** منهج ذاك السنن الأقوم
٤٣ - مهابط الأملاك أبياتهم ***** و مستقر المنزل المحكم
٤٤ - فأنتم حجّة ربّ الورى ***** على فصيح النطق أو أعجم
٤٥ - و أين؟ إلاّ فيكم قربة ***** إلى الإله الخالق المنعم
٤١ - آنها كه از خوف فقر، دست عطا نگشايند، از صولت مرگ پيش
نتازند.
٤٢ - اى آل ياسين. ولايتان رهبر آئين استوار است.
٤٣ - فرشتگان در خانهى شما فرود آيند، آيات قرآن در دل و جانتان نزول گيرد.
٤٤ - خداى گيتى را حجّت و برهانيد، از عرب تا عجم، سپيد و سياه.
٤٥ - جز با مهر و ولايتان، كجا قرب و منزلتى به سوى پروردگار جهان
حاصل آيد؟
٤٦ - و اللّه لا أخليت
من ذكركم ***** نظمي و نثري و مرامى فمى
٤٧ - كلاّ و لا أغببت أعداءكم ***** من كلمى طورا و من أسهمى
٤٨ - و لا رئى يوم مصاب لكم ***** منكشفا فى مشهد مبسمى
٤٩ - فإن أغب عن نصركم برهة ***** بمرهفات لم أغب بالفم
٥٠ - صلّى عليكم ربّكم وارتوت ***** قبوركم من مسبل مثجم
٤٦ - به خدا سوگند نظم و نثرم از ياد شما خالى نماند، و نه دل يا زبانم.
٤٧ - هرگز. و نه دشمنانتان از زخم زبانم در امان مانند، و يا از تير جانستانم.
٤٨ - و نه در روز ماتمتان، لب به خنده و شادى برگشايم.
٤٩ - اگر به روزگار پيشين نبودم كه با تيغ تيز نصرت و يارى كنم، اينك با زبان به مقابله برخيزم.
٥٠ - درود خداوند نثارتان باد، مزارتان از ژاله بهارى سيراب كناد.
٥١ - مقعقع تخجل أصواته
***** أصوات ليث الغابة المرزم
٥٢ - و كيف أستسقى لكم رحمة ***** و أنتم الرّحمة للمجرم؟١
٥١ - ابرى پر باران، با رعدى خروشان، كه زهرهى شير ژيان برشكافد.
٥٢ - خدا را. چگونه بر شما رحمت آرم، كه شما خود رحمت همگانيد.
***
قصيده:
١ - أ أسقى نمير الماء
ثمّ يلذّ لي ***** و دوركم آل الرّسول خلاء؟