دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٦
امام در سير واقعه كربلا، بخصوص در شب و روز عاشورا و نيز در
سخنانى كه در مقابل سپاه دشمن و همچنين در جمع اصحاب خود بيان مىدارد به مفهوم
بىاعتبارى و پستى دنيا بارها در قالب اشعارى اشاره مىفرمايند:
يا دهر افّ لك من خليل
***** كم لك بالاشراق و الاصيل
من صاحب او طالب قتيل ***** و الدّهر لا يقنع بالبديل
و انّما الامر الى الجليل ***** و كلّ حىّ سالك السّبيل١
آه از دوستى تو اى روزگار! چهبسا ياران و جويندگانى را كه در
بامداد و شامگاهت كشته نهادى.
آرى روزگار به جاى آنان، ديگرى را نپذيرد. راستى كه پايان كار، به دست خداى شكوهمند است و هر زندهاى بايد اين راه را طى كند.
در روز عاشورا ياران امام (ع)، فرصت آفريدن حماسههاى عظيم و جاودانه را يافتند و در حالىكه شجاعانه به قلب سپاه دشمن حمله مىكردند طرح رجزهاى آنان نيز مرور فرهنگنامه كربلاست. اين رجزها آيينهى آيين نبرد در آن زمان و فراتر از آن ترجمان انگيزه، تفكر، عشق، امامشناسى و عرفان صحابهى مخلص ابا عبد اللّه است.
رجزهاى خاندان بنى هاشم نيز از زيباترين و ژرفترين رجزهاى كربلاست. آنان نبرد را آزمونگاه مردان و معيار شناسايى جوهرهى انسانها معرفى كردهاند. آنانكه در لحظههاى هول و خطر و در هنگامهى دفاع از مرز حقيقت، تزلزل و سستى نمىشناسند و ميدان را به دست بهانهها و توجيهات نفسانى نمىسپارند، انسانهايى والا و بزرگمنش و متعالىاند. در رجز آنان طرح نكات درسآموز، حكمتها و پيامهاى عميق و مؤثر، بارزتر و محسوستر است.
بيش از همه شخص امام حسين (ع) و پس از او ابو الفضل العباس (ع) و سپس على اكبر (ع) در رجزهاى خويش به وعظ، حكمت، اصول و بنيادهاى اعتقادى و ارزشهاى الهى پرداختهاند.
در عصر عاشورا پس از شهادت امام (ع) كه آخرين تكيهگاه مقاومت و پايدارى شكسته شد، زنى بزرگ در هيئت اسيران و در سيرت رسولان، بنيادهاى تزوير و نيرنگ و ستم را فرو ريخت و به دنبال او اهل بيت پيامبر ذهنهاى بسته و دلهاى قفلزده را با خواندن خطبه و سرودن اشعارى گشودند، تبليغات را شكستند و جوّ مسموم و فضاى دروغآلود را با روشنگرى به شورش و هيجان و خيزش كشاندند.
شيعه در تاريخى مشحون از جنايت، تبعيد و شكنجه كوشيد آرمان عاشورا و فرهنگ كربلا را پاس بدارد و به انتشار انديشههاى ستيزنده با ظلم بپردازد و با همهى تنگناها و رنجها و محروميتها در آوارگى و غربت و تبعيد، بذر خيزش و حركت در جامعه بيفشاند، يكى از جلوههاى شكوهمند پايدارى در تاريخ اسلام و بهويژه تشيع، بيان ارزشها، عظمتها و ابعاد شخصيّت امامان و در مفهومى دقيقتر و وسيعتر معصومين (ع) و اهل بيت پيامبر (ص) در قالب سرودههايى نغز است. اين نوع پايدارى و اين سرودههاى حماسهگون، تنها تصويرى از مظلوميت، حقانيت و عظمت خاندان پيامبر (ص) بهدست نمىداد، بلكه چهرهى سياه و تباه دشمنان و بيدادى را كه بر مرزداران بزرگ آيين پيامبر (ص) مىرفت را نيز آشكار مىساخت. شايد اولين و شاخصترين نمونه اين سرودن، پس از سرودههاى كربلا و سرودههاى قافلهى اسيران كربلا در كوفه و شام، قصيده مشهور فرزدق شاعر باشد.
فقهاى امت اسلامى و زعماى مذهب نيز از سيرهى ائمه معصومين (ع) پيروى كرده و در راه خدمت به دين و حمايت از