دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٧٦
٤ - كاظم فرخنده مآل، موسى، زادهاش رضا، پرچم هدايت و تقوى و در مشكلات پناه مناند.
٥ - زادهى رضا، محمد، هادى سبل، از آن پس على برگزيدهى امم، ذخيرهى فرداى مناند.
٦ - دو پيشواى عسكر، حسن و زادهاش مهدى كه اميدوارم به يمن وجودشان به حقيقت راه يابم.
***
مدح على بن ابيطالب (ع):
١ - فان يكن آدم من قبل
الوري ***** بني و في جنّة عدن داره
٢ - فان مولاي عليا ذا العلى ***** من قبله ساطعة أنواره
٣ - تاب على آدام من ذنوبه ***** بخمسة و هو بهم أجاره
٤ - و ان يكن نوح بين سفينة ***** تنجيه من سيل طمى تيّاره
٥ - فان مولاي عليا ذالعلى ***** سفينة ينجو بها أنصاره
٦ - و ان يكن ذو النون ناجى حوته ***** في اليمّ لما كظّه حصاره
١ - اگر آدم بو البشر، پيش از عالميان پيامبر شد و در بهشت برين
مأوا گرفت.
٢ - سرور و سالارم على صاحب معالى، از آن پيشتر پرتو انوارش بالا گرفت.
٣ - خداى جهان به حرمت پنج تن از خطاى آدم درگذشت، و آدم پناه و حرمت يافت.
٤ - اگر نوح سرخيل رسولان، كشتى نجات آراست تا از سيل طوفان در امان مانند.
٥ - سرور و سالارم على صاحب معالى، خود كشتى نجات است، يارانش بدو پناه و آرام گيرند.
٦ - اگر يونس در شكم ماهى از دريا نجات يافت.
٧ - ففي جلنرى للأنام
عبرة ***** يعرفها من دلّه اختياره
٨ - ردّت له الشمس بأرض بابل ***** و اليل قد تجللت أستاره
٩ - و ان يكن موسى رعى مجتهدا ***** عشرا الى أن شفّه انتظاره
١٠ - و سار بعد ضرّه بأهله ***** حتى علت بالواديين ناره
١١ - فان مولاي عليا ذا العلى ***** زوجّه و اختار من يختاره
١٢ - و ان يكن عيسى له فضيلة ***** تدهش من أدهشه انبهاره
١٣ - من حملته أمّه ما سجدت ***** للاّت بل شغلها استغفاره
٧ - داستان جلنرى از امام مبين عبرتى است كه رهبر دوستان است.
٨ - در سرزمين بابل، خورشيد به خاطر او بازگشت، ازآنپس كه شب پردهى تاريكى برآويخت.
٩ - و اگر موسى عمران، ده سال شبانى كرد، با انتظارى مشقتبار.
١٠ - تا دخت شعيب را تزويج كرد و در وادى طور آتش خضرا ديد.
١١ - سرور و سالارم على صاحب معالى، به امر خدا با دختر محمد جفت شد.
١٢ - و اگر عيسى را فضل و مقامى است كه به امر خدا، مادرش حمل گرفت.
١٣ - على در شكم مادر به تسبيح و استغفار پرداخت و مادر خود را از سجدهى لات و عزى بازداشت.