دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٠٨
شيخ صالح كوّاز
ابو المهدى بن حاج حمزه عربى محتد ملقّب به شيخ صالح كوّاز از قبيلهى «خضيرات» است. وى از شعراى قرن دوازدهم هجرى است كه به سال ١٢٣٣ ه. ق متولّد شده و در سال ١٢٩٠ ه. ق درگذشته و در نجف دفن شده است.
شيخ صالح عالمى بزرگوار و در ادب و نحو كمنظير بود. اشعار رثايى او در مجالس عزا خوانده مىشود.١
***
كأن جسمك موسى مذ هوي
صعقا ***** و أن رأسك روح اللّه مذ رفعا٢
١ - گويى جسد تو مانند موسى بود كه مدهوش افتاد و سر تو در بالاى
نيزه گويى عيسى روح اللّه بود.
*** قصيدهاى در رثاى حسين (ع) كه ابيات آن تلميحى است به داستان
انبياء در قرآن:٣
١ - و معشر راودتهم عن
نفوسهم ***** بيض الضبا غير بيض الخرد العرب
٢ - فانظر لاجسادهم قد قدّ من قبل ***** اعضاؤها لا إلى القمصان و الأهب
٣ - فقل بهاجر اسماعيل احزنها ***** متى تشط عنه من بحر الظّما تؤب
٤ - و ما حكتها و لا أمّ الكليم أسى ***** غداة في اليم القته من الطلب
٥ - هذي اليها ابنها قد عاد مرتضعا ***** و هذه قد سقي بالبارد العذب
٦ - فايّن هاتان ممّن قد قضى عطشا ***** رضيعها و نأى عنها و لم يؤب
٧ - شاركنها في عموم الجنس و انفردت ***** عنهن فيما يخصّ النوع من نسب
١ - آنان گروهى بودند كه شمشيرها به دنبال جانهاى آنان مىدويدند،
نه دختران سفيدروى جوان.
٢ - به اجساد آنان نگاه كن، اين اعضاى بدنشان است كه از جلو دريده شده نه پيراهن و لباس آنها (زيرا هرگز پشت به دشمن نكردند).
٣ - هنگامىكه هاجر از تشنگى به هر طرف مىدويد وجود اسماعيل ناراحتى او را كم مىكرد.
٤ - داستان مادر موسى هم خيلى ناراحتكننده نيست در آنهنگام كه فرزندش را كه فرعون در طلب او بود، به دريا افكند.
٥ - اين يكى، پسرش براى شير خوردن به او برگشت و آن يكى، پسرش را از آب سرد گوارا سيراب كرد.
٦ - اين دو زن كجا و آنكه كودك شيرخوارهاش تشنهلب شهيد شد و از او دور شد و ديگر برنگشت كجا؟
٧ - اين زن با آن دو نفر از يك جنسند، ولى از نظر نسب و نوع از آنها جدا و ممتاز است.
***
١ - و لو رآك بأرض الطّف
منفردا ***** عيسي لما اختار أن ينجو و يرتفعا