دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٨١
مظفّر النّواب
مظفر النّواب به سال ١٩٣٤ ميلادى در بغداد به دنيا آمد و ٢ سال زودتر از معمول كودكان ديگر بخاطر تغيير تاريخ ولادت به مدرسه رفت. او به دانشكده ادبيات بغداد راه يافت و مدتى به تدريس در دبيرستانها اشتغال داشت، بعد از سال ١٩٥٨ به عنوان بازرس در مديريت بازرسى وزارت آموزش و پرورش مشغول گرديد. در سال ١٩٦٣ م بعد از درگيرى سياسى شديد بين ملىگراها و كمونيستها مجبور به فرار از عراق شد. او مدتى در سوريه و يونان اقامت گزيد و سپس به فرانسه رفت و از دانشگاه «فانسان» فوق ليسانس گرفت. او هماكنون نيز بين كشورهاى مختلف در رفتوآمد است. برخى آثارش چنين است: «المساورة أمام الباب الثانى» «وتريات ليلية».
-*-
هل عرب أنتم؟!!!
و «يزيد» على الشّرفة يستعرض...
لجيش الرّده!!
هل عرب أنتم؟!!
و اللّه أنا فى شكّ من بغداد الى جدّة
هل عرب أنتم؟!
و اراكم تمتهنون اللّيل
على أرصفة الطّرقات الموبوءة
ايّام الشّدة؟!١
آيا شما عربيد؟ در حالىكه يزيد به شريفترين انسانها تعرض كرده است؟
آيا شما عربيد؟ به خدا قسم من در شك هستم. از بغداد تا جده!
آيا شما عربيد؟
من شما را مىبينم كه شب را به خدمت مىگيريد و بر راههاى وبازده در روزهاى سختى حركت مىكنيد!
(شاعر يزيديان زمان را با الفاظ بسيار شديد دشنام مىگويد)
***
أنا أنتمى للفدائىّ
لرأس الحسين
و للرّبذىّ يدقّ على قحف كلّ غنّى٢
من به نام حسين (ع) و ابوذر به عنوان اعلان جنگ پرچم برمىدارم من فدايى سر حسين هستم و براى به خشم آوردن