دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٠٩
٢ - و لا أحبّ حياة بعد
فقدكم ***** و لا أراد بغير الطّف مضطجعا
٣ - قوموا فقد عصفت بالطّف عاصفة ***** مالت بأرجاء طود العزّ فانصدعا
٤ - لا أنتم أنتم ان لم تقم لكم ***** شعواء مرهوبة مرأى و مستمعا
٥ - نهارها أسود بالنقع مرتكم ***** و ليلها أبيض بالقضب قد نصعا
٦ - فلتلطم الخيل خدّ الارض عادية ***** فخدّ عليا نزار للثرّى ضرعا
٧ - و لتذهل اليوم منكم كلّ مرضعة ***** فطفله من دما أوداجه رضعا١
١ - اگر عيسى (ع) مىديد كه تو در سرزمين طف تنها هستى، هيچگاه
نجات خويش را برنمىگزيد و به سوى آسمان بالا نمىرفت.
٢ - و بعد از رفتن شما زندگى را دوست نمىداشت و جز سرزمين طف آرامگاهى را نمىجست.
٣ - بپاخيزيد كه در اطراف كوه عزّت، طوفانى برخاسته كه كوه را پارهپاره مىكند.
٤ - اگر نبرد پرخونى كه ديدن و شنيدن آن سهمناك است براى شما برپا نشود، شما به مراتب والاى خود دست نمىيابيد.
٥ - جنگى كه در آن از گردوغبار متراكم روزش سياه و از درخشش شمشيرها شبش روشن گرديده است.
٦ - در آن جنگ بايد اسبها بر گونه زمين لطمه زنند، چون بهترين فرد از نسل نزار بر خاك افتاده است.
٧ - در اين روز هر شيردهندهاى بايد شيرخوار خود را رها كند (فراموش كند) چون فرزند او از خون گردن خويش شير خورده است.
***
١ - باسم الحسين دعا
نعاء نعاء ***** فنعمى الحياة لسائر الاحياء
٢ - قد كان موسى و المنية اذ دنت ***** جاءته ماشية على استحياء
٣ - و له تجلى اللّه جل جلاله ***** في طور وادي الطّف لا سيناء
٤ - و هناك خر و كل عضو قد غدا ***** منه الكليم مكلم الاحشاء٢
١ - به نام حسين (ع) كه به تمامى زندگان، زندگى بخشيد.
٢ - موسى (ع) و آرزوهايش در نزد حسين (ع) بايد شرم داشته باشند.
٣ - و هنگامىكه خداوند در وادى طف بر او متجلّى شد نه در سينا.
٤ - در آنجا هر عضوى از اعضاى كليم (ع) در برابر او مدهوش شد و با همهى اعضا در مقابل او به سخن درآمد.