دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٣٠
جانفشانى براى احياى اين سخن است كه حكومت براساس امامت باشد نه وراثت.»١
بايد توجه داشت كه برخلاف شيوهى رايج در اشعار عرب، شعر نمايشى فاقد جنبهى غنايى يا به زبان ديگر از اين جنبه كم بهره است. شعر نمايشى شعر گفتگو و حركت است؛ اعمال، رفتار و حركت بازيگر مكمل شعر و الفاظ مىباشد. از ديگر ويژگيهاى شعر نمايشى همراهى و آميختگى آن با درگيرى و جدال است. درگيرى، روح نمايشنامه يا به عبارت بهتر، جوهرهى آن است.
عناصر مؤثر ديگر كه در شعر و نمايش مشترك است تخيّل مىباشد كه از اركان اصل جاذبه و ابداع در شعر و نمايش به حساب مىآيد و عاطفه را كه لازمهى تأثيرگذارى اين دو فن بر مخاطب مىشمارند اين دو فن در نمايشنامههاى تراژدى به وضوح جلوهگرى مىكند.
روح نمايش درگيرى و كشمكش است. اين درگيرى در تراژدى به اوج مىرسد و در اشعار حماسى تأثير فوقالعادهاى بر مخاطب به جاى مىگذارد و اين هر دو در نمايشنامه منظوم شرقاوى درآميخته و جلوهاى خاص به نمايش بخشيده است.
زيباترين تصوير را شرقاوى در ترسيم درگيرى درونى و مراحل پيشرفت جدال نفسانى حرّ كه در نهايت به تغيير كامل حرّ انجاميد، دارد.
-*- از لحظهى آغازين برخورد حرّ با امام حسين (ع):
الحرّ: انا ذا الحرّ الرّياحى اتيت
الحسين (ع): اعلينا ام لنا؟
الحرّ: بل عليك
الحرّ: لنفسه، اعفنى يا ربّ من هذا القتال!
امام از حرّ بن يزيد رياحى مىپرسد: آيا با مايى يا بر عليه ما؟ حرّ اعلام مىكند: بر عليه شما! اما در همين حال زير لب زمزمه مىكند و از خدا مىخواهد كه او را از اين قتال معاف بدارد.
حرّ و سپاهش مورد ملاطفت امام حسين (ع) قرار مىگيرند و به دست ايشان سيراب مىشوند و حرّ بار ديگر شرمسارانه با خود مىستيزد كه چگونه بر روى حسين (ع) شمشير بكشد؟!
*** الحرّ: اثرانى اشهر السّيف على وجه الحسين اعفنى يا ربّ من هذا البلاء.
و إذن يا ابن رسول اللّه فاذهب فى طريق يجهلونه
لا يؤدّى بك، أو ترجع منه للمدينة!٢
حر به جهت اينكه مأمور است و بايد مأموريت خويش را به انجام رساند، لذا براى رهايى از اين تكليف و نجات از عذاب وجدان، تلاش مىكند امام را از ادامهى حركت باز دارد يا مسير حضرت را تغيير دهد.
***