دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩١
امام شافعى
محمّد بن ادريس بن عباس شافعى قرشى، به سال ١٥٠ ه. ق. در غزّه يا عسقلان و يا يمن متولد شده و در مكّه و مدينه زندگى كرده و درس خوانده است.
او يكى از ائمه مذاهب اربعهى فقه اهل سنت است كه فقه او از ديگر مذاهب اهل سنت به فقه اماميه نزديكتر است و حبّ او به اهل بيت رسالت از آنها آشكارتر است.
وجه تسميهى او به شافعى آن است كه وى از فرزندزادگان شافع، نتيجهى
هاشم (جدّ پيامبر اكرم) بوده است. شافعى به تصريح خود در ناحيهى غزه و در همان
روزى كه امام ابو حنيفه از دنيا رفت متولد شد. بعدها اهل سنّت چون ياقوت حموى چنين
تعبير كردهاند كه چون امامى از دست رفت، به جاى او امامى ديگر از مادر زاده شد.١ در شعر خاقانى شروانى نيز چنين انعكاسى يافته است:
«اول شب، حنيفه درگذشت
***** شافعى، آخر شب، از مادر بزاد»
شافعى در كودكى پدر خود را از دست داد. مادرش كه از قبيلهى ازد
بود او را در مكّه براى خواندن قرآن و آموختن خط به مكتب سپرد. شافعى پس از فراغ
از مكتب، براى فراگيرى شعر و لغت نزد قبيلهى هذيل رفت و چون به مكه باز آمد، از
سفيان بن عينيه و مسلم بن خالد زنجى، حديث و فقه آموخت و سپس براى بهرهگيرى از
مالك بن انس به مدينه رفت پس از آن به يمن رفت و در آنجا با علويان مأنوس شد و
علويان در آن زمان بر ضد عباسيان به فعاليت سياسى و تبليغ دينى مشغول بودند.
همين امر باعث شد كه او نيز با گروهى از طرفداران آل على (ع) از سوى والى يمن دستگير شده و به بغداد اعزام شود. هارون الرّشيد او را به پايمردى محمّد بن حسن شيبانى شاگرد ابو حنيفه، عفو كرد و بدينگونه شافعى از طريق او با مذهب ابو حنيفه آشنايى يافت و فقه را از او به روش عراقيان بياموخت و بدينترتيب هر دو مذهب فقهى، اهل حديث (مالك بن انس) و اهل رأى (ابو حنيفه) در او جمع شد. پس از آن در سالهاى ١٨٨ و ١٩٥ هجرى مسافرتهايى به مصر داشت و در آنجا از محضر سيّده نفيسه (م ٢٠٨ ه.) از بانوان دانشمند سلالهى اهل بيت بهرههاى شايان برد و به احتمال قوى تحت تأثير علمى و قداست همين بانو كه نفوذ فوقالعادهاى در مصر داشت، در مكتب فقهى پيشين خود كه جمع بين اهل حديث و اهل رأى بود، تصرّفاتى كرد و قواعدى بهوجود آورد و در نهايت به تأسيس مذهب تازهاى در فقه اهل سنّت به نام مذهب شافعى منجر شد كه كثيرى از اهل سنّت مخصوصا در نواحى غربى ايران از مذهب او تبعيت مىكنند.
البته ربط شافعى و حبّ او به اهل بيت فقط از رهگذر اخذ حديث از سيّده نفيسه نبود بلكه از كودكى وى به جهت تعلّقات هاشمى و مخصوصا از اوان جوانى كه مدّتى در يمن به نفع علويان فعاليّت سياسى كرده بود، سابقه داشت. احساسات متشيعانهى شافعى در يمن و ارادت وى به اهل بيت رسالت، در ديوان اشعار او نمايان است.
او ارادت خاص به خاندان رسالت داشت. شيخ عطار مىنويسد: «يك روز شافعى در بين درس، دوبار برخاست و نشست.
گفتند اينچه حالت است؟ گفت: علوىزادهاى بر در بازى مىكند. هربار كه او در برابر من مىآيد، حرمت او را است كه برخيزم كه روا نبود فرزند رسول فراز آيد و برنخيزم.٢»