دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٥١
على فقيه عادلى
شيخ على بن احمد ملقّب به فقيه عادلى عاملى مشهدى غروى از شخصيتهاى جبل عامل است كه در بغداد سكونت داشت. او با سيّد حيدر حلّى معاصر بوده است.
در علم و ادب و فضيلت مشهور بوده است و در محضر سيد نصر اللّه حائرى درس خوانده و به امر او ديوان شعرش را مدوّن ساخته است. صاحب اعيان الشيعه مىگويد كه او در سال ١١٢٢ ه. ق در حيات بوده است.١
***
١ - مصاب سبط رسول اللّه
من ختمت ***** بجده أنبياء اللّه و الرسل
٢ - دعوه للنصر حتى إذ أتى نكثوا ***** ما عاهدوه عليه بئس ما فعلوا
٣ - و السبط في صحبه كالبدر حيث بدا ***** بين الكواكب لم يرهقهم الوجل
٤ - من كلّ قوم أشمّ الانف يوم وغى ***** ضرغام غاب و لكن غابه الاسل
١ - بر نوهى رسول اللّه كه خاتم پيامبران است مصيبتى سنگين وارد
شد.
٢ - او را دعوت كردند و به او وعده يارى دادند، اما به عهدشان وفا نكردند و اين زشتترين كارها بود.
٣ - حسين (ع) در ميان يارانش مانند قرص ماه در ميان ستارگان مىدرخشيد و ترس در صورت يارانش اثر نگذاشته و آنها را مكدّر نكرده بود.
٤ - در روز جنگ، اصحاب او همه افرادى شجاع و سرافراز بودند مانند شيرانى در بيشه كه نىهاى آن بيشه، نيزههاى جنگجويان بود.