دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٩٣
٥٣ - آيا اين پليد همان دندانهايى را با چوب مىكوبد كه بهترين فرد از عرب و غيرعرب از سر مهر بوسيده بود؟
٥٤ - و سپس بىخردانه لاف مسلمانى مىزند او كه از عاد و ارم١ هم بدكيشتر است.
٥٥ - واى بر او از آنگاه كه فاطمه پاك بيايد و آنجا كه تودههاى
مردم پس از برانگيخته شدن در روز شمار مىايستند، آوا به دادخواهى بلند كند.
٥٦ - تأتي فيطرق أهل
الجمع أجمعهم ***** منها حياء و وجه الأرض في قتم
٥٧ - و تشتكي عن يمين العرش صارخة ***** و تستغيث إلى الجبّار ذي النقم
٥٨ - هناك يظهر حكم اللّه في ملأ ***** عضّوا و خانوا فيا سحقا لفعلهم
٥٩ - و في يديها قميص للحسين غدا ***** مضمّخا بدم قرنا إلى قدم
٦٠ - أيا بني الوحي و الذكر الحكيم و من ***** و لاهم أملي و البرء من ألمي
٦١ - حزني لكم أبدا لا ينقضي كمدا ***** حتى الممات و ردّ الروح في رمم
٦٢ - حتّى تعود إليكم دولة و عدت ***** مهدّية تملأ الأقطار بالنعم٢
٥٦ - بيايد و همهى كسانىكه گرد آمدهاند از شرمندگى سر به زير
افكنند و چهرهى زمين از گردوخاك سياهرنگ شود.
٥٧ - او در سمت راست از پايگاه تخت جهان نهان بايستد، فرياد به گلهگذارى بردارد و از خداى توانايى كه خون ستمديدگان را باز مىجويد داد خويش بخواهد.
٥٨ - آنجا فرمان خداوند در پيش روى مردمى آشكار مىشود كه همچون مار گزيدند و نادرستى نمودند كه كردارشان دور از آمرزش باد.
٥٩ - پيراهن حسين را كه سرتاپاى آن خونآلود است به دو دست گرفته.
٦٠ - اى زادگان وحى و ذكر خداى فرزانه! و اى آنان كه مهرشان اميد من و مايهى بهبودىام از دردهاست!
٦١ - اندوه من بر شما جاودانه است و رنج آن سپرى نمىشود تا كى؟ تا بميرم و سپس به استخوانهاى پوسيدهام باز گردم.
٦٢ - مگر دولت شما كه نويدش را دادهاند و بر راه راست خواهد بود فرارسد و سراسر گيتى را از نيكويى پر كند.