دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤٦
٣ - و لو الجبال رأت مصيبة زينب ***** لتصدّعت ممّا رأته زينب١
١ و ٢ - شدت مصائب زينب (س) كه اين همه درد را به دوش مىكشد،
اندوه در سينهاش چونان آتش برافروخته كه هر آن شعلهورتر مىگردد، زبانه مىكشد.
٣ - حقا كه اگر كوهها مصيبت زينب (س) را مىديدند، از هم فرومىپاشيدند.
ملحمة كربلاء با اين بيت به پايان مىرسد:
نشكوا إلى البارى عظيم
مصابنا ***** و هو الّذى فيما نكابد يعلم٢
ما به درگاه خداوند متعال از اين مصيبت شكايت مىكنيم و او كسى است
كه از رنجهاى درونى ما آگاه است.
***
١ - و يزيد بين قروده و
كلابه ***** يلهو بها و جليسه الشّيطان
٢ - و السمّ فاح على حروف كلامه ***** شعرا و فيه ترنّم السّكران٣
١ و ٢ - يزيد با ميمون و سگش به لهو و لعب مىپرداخت و همنشين او
شيطان بود و در حالت مستى اشعار كفرآميز مىسرود.
***
١ - لا يعرف الانسان
قيمة ماعلاالاّ اذا قد حار فى فقدانه
٢ - و الصّبح ان فقد الضياء غد ابلامعنى و صار اللّيل من اخوانه
١ - حقيقت آن است كه انسانها، قدر نعمتهاى الهى را نمىدانند. تا
زمانى كه از آن محروم گردند.
٢ - مردم نيز قدر حسين (ع) را ندانستند و با فقدان او در ظلمت افتادند كه صبح اگر نورش را از دست دهد شبى ظلمانى است.
***
١ - انّ العبيد و انّ
تغيّر زيّهم ***** و الدّهر البسهم جديد ثياب
٢ - تبقى عبيدا و الفعال ترى بها ***** سمّ الأفاعى أو جلود حرابى٤
١ - همانا بردگان تغيير لباس دادهاند و روزگار لباس جديد بر تن
آنها كرده است.
٢ - آنها برده باقى ماندهاند امّا رفتارشان بوقلمون صفت و كردارشان همچون نيش زهرآگين مار، ضربهزننده و كشنده است.
***
سيكون للاحرار رأسا
شامخا ***** بعد الممات و للهدى مشعالا٥
پس از حسين (ع) آزادگان با سرفرازى جان به مرگ مىسپارند و مشعل
هدايت خواهند شد.