دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٧٠
٢١ - لهفي على ماجد أربت
أنامله ***** على السحاب غدا سقياه خاتمه
٢٢ - لهفي على الآل صرعى في الطفوف و ما ***** غير العليل بذاك اليوم سالمه
٢٣ - إقتمّ يوم به حمّت ملاحمهم ***** ثمّ انجلي و هم قتلى غنائمه
٢٤ - حزن طويل أبى أن ينجلي أبدا
حتّى يقوم بأمر اللّه قائمه
١٣ - آيا سزاوار بود كسىكه جبرئيل خادم او و گهواره جنبان و همصحبت
او باشد (در زمان طفوليت)، چنين كسى را فرقهى اشقيا بدون جرم و گناه سر از بدن
جدا نمايند.
١٤ - اين مصيبت، مصيبت شهيدى است كه بىگناه او را مظلومانه شهيد كردند. كه نهتنها در زمين بلكه در آسمانهاى بلند ملائكه به عزادارى او مشغولند و اقامهى تعزيهدارى او را مىنمايند.
١٥ - كشتند شهيد مظلومى را كه فرزندزادهى پيغمبر بود و از پيغمبر حيا نكردند و نه امام اطهار از نسل طيّب و طاهر او بودند و پدرش حيدر كرّار امام و مولاى مؤمنين بود كه دين خدا بهواسطهى شمشير آن بزرگوار رواج و رونق گرفت.
١٦ - كشتند كسى را كه با امام حسن مجتبى (ع) از يك اصل بودند و برادر بودند و ميوهى دل فاطمه (س) بود و از نجابت و صفات پسنديده و بركات از جميع مردم برتر بود و كسى قسمت بر او نبود (احدى همحظّ و همبهره او نبود) زيرا كه خداوند ائمه اطهار را از نسل او، و اجابت دعا را تحت قبّهى او، و شفا را در تربت آن بزرگوار قرار داد.
١٧ - كشتند كسى را كه خداوند عالم او را پاك و پاكيزه از جميع عيبها و نقصها گردانيده بود و هيچ معصيّت و صفت رذيله در اطراف او گذر نكرده بود زيرا كه خداوند عالم او را معصوم قرار داده بود و كسىكه چنين باشد چگونه از او معصيّت صادر شود!؟
١٨ - چقدر تعجّب دارد كسىكه خداوند عالم او را طيّب و طاهر قرار داده بود و از جميع نقايص و عيوب و معاصى او را معصوم و محفوظ قرار داده بود، اينگونه شهيد نمايند؟!
١٩ - قسم به خدا، شرافت و بزرگى و نجابتى آن بزرگوار داشت كه رفعت او بزرگتر از افلاك بود. چگونه نباشد و حال آنكه افلاك و هرچه در آنها و مادون هست، همه طفيل وجود آن حضرت است و به قتل آوردن آن حضرت افلاك را به لرزه درآورده و بناى شرف و اساس مجد و بزرگوارى را خراب كرد.
٢٠ - جان همهى عالم به فداى مهمانى كه در زمين كربلا وارد شد و او را به آبى كه بر همه كس مباح بود و بر روى او و عيالش بستند مهماننوازى كردند و شهيد نمودند درحالىكه تشنه لب بود و جگرش از شدت عطش مىسوخت.
٢١ - اى حزن و اندوه، زياد شو بر صاحب شرافت و حسب و نسبى كه در مقام جود و بخشش و ريختن دينار و درهم از سرانگشتانش بر بارانى كه از ابر ببارد زيادتى داشت و آن بزرگوار با آن جود و بخشش، انگشتر مبارك خود را در دهان گذارده، از شدت عطش مىمكيد.
٢٢ - اى حزن و اندوه، زياد شو بر آل رسول خدا كه هريكى در گوشهاى از ميدان بر خاك هلاك افتاده بودند و غير از يك بيمار در آن روز كسى از ايشان سالم باقى نمانده بود و همگى در آن روز با لب تشنه و شكم گرسنه شهيد شده بودند.
٢٣ - روز عاشورا تيرهوتار شد و گردوغبار برخاست در وقتىكه نائره حرب مشتعل شد و كاربر آل رسول (ص) تنگ گرديد و مصيبات و فتنهها سخت شد بعد از آن تيرگى و گردوغبار هوا روشن شد و صافى گرديد، در حالتى كه مردان آل