دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤١٧
١٠ - و تراه يكدح في
المعاش و رزقه ***** في الكائنات مقدّر محسوب
٦ - اى ناآگاه! مرگ ناآگاه نيست هرچه خواهى زندگى كن كه تو را مىجويد.
بازيگرىات را آشكار كردى چراكه روزگار تو با خوشبختى و درخشندگى همراه است.
٧ - و نهال جوانى بس خرّم و شاداب است چون پيشآمدهاى ناگوار فرارسد.
٨ و ٩ - و اهريمن پيرى بر فرشتهى جوانى چيرگى يابد كجا ياورى توانى يافت؟ گزندهايى كه تا هنگام مرگ چشم به راه جوانمرد است از ديدهى دانش او پوشيده و اندازهى زندگىاش در نامهى سرنوشت نگاشته آمده.
١٠ - روزى او از ميان همهى پديدهها اندازهگيرى و شمرده شده و با
اين همه مىبينى براى گذران زندگى سخت تلاش مىكند.
١١ - إنّ الليالي لا
تزال مجدّة ***** في الخلق أحداث لها و خطوب
١٢ - من سرّ فيها ساءه من صرفها ***** ريب له طول الزمان مريب
١٣ - عصفت بخير الخلق آل محمّد ***** نكباء إعصار لها و هبوب
١٤ - أمّا النّبيّ فخانه من و قومه ***** في أقربيه مجانب و صحيب
١٥ - من بعد ما ردّوا عليه رصاتع ***** حتى كأنّ مقاله مكذوب
١١ - روزگار هميشه در كوشش است و آبستن پيشآمدها و ناگوارىهايى
براى آفريدگان.
١٢ - آنكسكه از روى آوردن آن دل را شادمان دارد از پشت كردن آن دلگير خواهد شد.
١٣ - بهترين آفريدگان خاندان محمّد (ص) را بنگر كه چگونه گردبادى پر از خاك تيرهبختى پيرامون آنان را فرو پوشاند.
١٤ - از خود پيامبر بگير كه كسانى از گروه يارانش منش درستكارى را دربارهى نزديكانش روا نداشتند.
١٥ - و پس از آنكه از پذيرفتن فرمان و سفارش او سر باززدند كه
پندارى سخن او را دروغ مىشمردند.
١٦ - و نسوا رعاية حقّه
في حيدر ***** في «خمّ» و هو وزيره المصحوب
١٧ - فأقام فيهم برهة حتى قضى ***** في الغيظ و هو بغيظهم مغضوب
١٨ - بأبي الإمام المستظام بكربلا ***** يدعو و ليس لما يقول مجيب
١٩ - بأبي الوحيد و ماله من راحم ***** يشكو الظما و الماء منه قريب
٢٠ - بأبي الحبيب إلى النبيّ محمّد ***** و محمّد عند الآله حبيب
١٦ - حقگزارى او را دربارهى شير خدا كه در غدير خم دستيار و ياور
او بود فراموش كردند.
١٧ - تا روزى چند در ميان ايشان زيست و با دلگيرى و بهگونهاىكه ايشان نيز بر او خشمناك بودند درگذشت.
١٨ - پدرم فداى آن رهبر كه در كربلا زير شكنجهى سخت ستم مىديد. مردم را به راه راست مىخواند و كسى او را پاسخ شايسته نمىگفت.
١٩ - پدرم فداى آنكه تن تنها كه هيچكس را دل بر او نسوخت، از تشنگى گله مىكرد و آب در كنار او بود.
٢٠ - پدرم فداى آنكه دوست پيامبر (محمّد «ص») بود و محمّد (ص) نيز
دوست خدا.
٢١ - يا كربلاء أفيك
يقتل جهرة ***** سبط المطّهر؟ إنّ ذالعجيب