دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٥٥
على محمد حسن
على محمد حسن در «الدريكيش» از شهرهاى استان «طرطوس» سوريه در سال ١٩٣٥ ميلادى به دنيا آمد و به مدرك ليسانس فنون نظامى از دمشق و مهندسى مكانيك از دانشكده فنى قاهره دست يافت. دكتراى خود را در علوم نظامى گرفت و در وزارت فرهنگ مشغول به كار شد. او در سال ١٩٨٦ ميلادى وفات يافت. از آثار او ديوان مخطوطش به نام «حسينيات و ذاتيات» مىباشد.
-*-
١ - مئات من الضّربات
تلحق وجهه ***** و أخرى من الطّعنات يحملها الظّهر
٢ - و يذبح مثل الشّاة نجل محمّد ***** ليشمت زيد اولكى يشتفى عمرو
٣ - تغيّرلون الضّوء، قد ذابت الرّؤى ***** بكى الرّمل، صاح الماء، و انذعر
الذّعر!١
١ - صدها ضربه بر صورت و پشت امام (ع) وارد شد؛
٢ - و حضرت را مانند گوسفندى با وضعيتى فجيع سر بريدند، بهگونهاىكه هيچكس را چنين نمىكشند.
٣ - وضعيتى كه همهى كائنات را به فزع واداشت. رنگ نور تغيير كرد. شن گريه كرد. آب فرياد كشيد و...
***
٤ - و يا أمّه الزّهراء
عينك لو رأت ***** حسينا بأرض الطّفّ يغنمه النّسر
٥ - يعود الى الحضن الرّؤوم من انتأى ***** و إبنك يا زهراء يحضنه الهجر
٦ - و من حوله الأنّات تزجى و ترتقى ***** و أصفى صلاة يهجد الأبد الدّهر٢
٤ - اى مادرش زهرا (س)! اگر چشم تو حسين (ع) را در سرزمين طف ببيند
بر او بسيار مىگريد.
٥ - او به دامان مهربانت برمىگردد تا در پناه تو باشد.
٦ - اين مصيبت باعث مىشود كه عمق درد به جان هر كسىكه اين را مىشنود تا آخر الزمان فرو رود.