دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٠
مرثيهى آل رسول (ص):
١ - بكاء و قلّ غناء
البكاء ***** على رزء ذريّة الأنبياء
٢ - لئن ذلّ فيه عزيز الدّموع ***** لقد عزّ فيه ذليل العزاء
٣ - أعاذلتي إنّ برد التّقى ***** كسانيه حبيّ لأهل الكساء
٤ - سفينة نوح فمن يعتلق ***** بحبّهم يعتلق بالنجاء
٥ - لعمرى لقد ضلّ رأى الهوى ***** بأفئدة من هواها هوائى
١ - مىگريم ولى گريه بر خاندان انبياء چه دردى دوا خواهد كرد؟
٢ - اگر در اين ماتم اشكهاى نازنين و عزيزم به خاك مىريزد، در عوض صبر و شكيبائيم سر به آسمان مىسايد.
٣ - اى دوست نكوهش مكن! اين جامهى تقوى كه به تن دارم، از بركت همان محبّتى است كه به خاندان نبوّت دارم.
٤ - همانها كه چون كشتى نوح، هركس به دوستى و ولايتشان چنگ زند اهل نجات است.
٥ - به جان خودم سوگند كه هوى و هوس به گمراهى كشيد دلهايى را كه
از محبّت آنان خالى است.
٦ - و أوصى النبىّ و لكن
غدت ***** وصاياه منبذة بالعراء
٧ - و من قبلها أمر الميّتون ***** بردّ الامور إلى الأوصياء
٨ - و لم ينشر القوم غلّ الصدو ***** ر حتّى طواه الرّدى فى رداء
٩ - و لو سلّموا لإمام الهدى ***** لقوبل معوجّهم باستواء
١٠ - هلال إلى الرشد عالى الضيا ***** و سيف على الكفر ماضى المضاء
٦ - پيامبر خدا سفارشى فرمود كه امروز سفارش او را به بيابان
افكندهاند.
٧ - اين رسم تازه نيست، پيش از آن هم ديگران كه دار فانى را وداع مىگفتهاند، تمشيت كارهاى خود را به وصىّ خود محوّل كردهاند.
٨ - قريش كينههاى دل را آشكار نكردند مگر بعد از آنكه با خوارى و پستى آن كينهها را در جامه پنهان كردند.
٩ - اگر در برابر پيشواى حق تسليم مىشدند، افكار كج آنان به راستى مىگرائيد.
١٠ - ماه نوى كه با پرتو كامل به سوى صلاح رهبرى مىكند و شمشيرى
كه به سهولت فرق كفر را مىشكافد.
١١ - و بحر تدفّق
بالمعجزات ***** كما يتدفّق ينبوع ماء
١٢ - علوم سماويّة لا تنال ***** و من ذاينال نجوم السماء؟
١٣ - لعمري الاولى جحدوا حقّه ***** و ما كان أولاهم بالولاء
١٤ - و كم موقف كان شخص الحمام ***** من الخوف فيه قليل الخفاء
١٥ - جلاه فإن أنكروا فضله ***** فقد عرفت ذاك شمس الضحاء
١١ - درياى دانشى كه موج معجزاتش به آسمان سر مىكشد، چنانكه آب از
چشمه فوران كند.
١٢ - آن همه دانش آسمانى كه در دسترس ديگران نيست، آخر چهكسى به اختران آسمان دسترسى دارد.
١٣ - به جان خودم سوگند كه پيشينيان حق او را انكار كردند و چقدر شايسته بود كه متابعت و پيروى مىكردند.
١٤ - در معركهى نبرد بسيار اتّفاق افتاد كه مرگ بر سر همگان سايهگستر بود.