دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٣
جعفر بن عفّان طائى
ابو عبد اللّه جعفر بن عفّان طائى، از راويان و شاعران شيعه كوفه كه معاصر با امام جعفر صادق (ع) بود.
وى در مرثيهى حسين (ع) اشعارى سروده و روزى آن را در حضور امام جعفر صادق (ع) خواند. امام (ع) سخت گريست و فرمود: «اى جعفر به خدا سوگند فرشتگان مقرّب خداوند در اينجا حضور يافتند تا سرودهات را بشنوند و با ما بگريند. خداوند تعالى در اين ساعت بهشت را بر تو واجب ساخت و تو را آمرزيد.»
جعفر با سيّد حميرى هم عصر بوده و با او محاوراتى داشته است. وى به سال ١٥٠ ه. ق. وفات يافت.١
-*-
١ - ليبك على الإسلام من
كان باكيا ***** فقد ضيعت أحكامه و استحلّت
٢ - غداة حسين للدماح دريئة ***** و قد نهلت منه السيوف و علّت
٣ - و غذدر في الصحراء لحما مبددا ***** عليه عناف الطير بانت و ظلت
٤ - فما نصرته امة السّوء إذ دعا ***** لقد طاشت الإحلام منها و ظلت
٥ - ألا بل محوا أنوارهم بأكفهم ***** فلا سلمت تلك الاكف و شلت٢
٦ - و ناداهم جهدا بحقّ محمّد ***** فإن ابنه من نفسه حيث حلت
٧ - فما حفظوا قرب الرّسول و لا رعوا ***** و زلت بهم أقدامهم و استزلت
٨ - أذاقته حرّ القتل امة جدّه ***** هفت نعلها في كربلاء و زلت
٩ - كما فجعت بنت الرّسول بنسلها ***** و كانوا كماة الحرب حين استقلت
١ - بگذار هر گريهكنندهاى بر اسلام بگريد. زيرا احكام و قوانين
آن تباه شده و آن را مباح شمردهاند.
٢ - بامداد كه شد حسين (ع) بر خاك افتاده بود درحالىكه آماج و نشانه تير واقع شده بود و شمشيرها از او سير شده بودند (بدنش بهوسيله شمشيرها پارهپاره شده بود)
٣ - جسمش پراكنده و پريشان در صحرا رها شد و تنها پرندگان آسمان بر آن سايه مىافكندند.
٤ - امت بد هنگامىكه او را دعوت كردند، يارىاش نكردند و روياى همراهى مردم كوفه به هدف نرسيد.
٥ - با دستهاى خود به خاموش كردن نور آنها پرداختند. اميدوارم آن دستها سالم نماند و فلج شود.
٦ - او آنها را با تمام تلاش به حق محمد (ص) فرامىخواند و اينكه پسر اوست و از نفس او مىباشد.
٧ - اما آنان نزديكى او به پيامبر را لحاظ نكردند و در مقابل او قدمهايش لغزيد (با او جنگيدند) ٨ - امت جدّش او را كشتند و سپس لغزيدند و دچار آشفتگى و ضعف روحى شدند.
٩ - همچنانكه دختر رسول خدا را دچار فاجعه كردند و هنگامىكه تنها شد عليه نسل او آهنگ جنگ نمودند.